تصمیم های سرنوشت ساز

باران باش
۱۳۹۶-۱۲-۱۱
درخشش
۱۳۹۶-۱۲-۲۵

تصمیم های سرنوشت ساز

همه ی ما هر روز وقتی از خواب بیدار می شویم، با تصمیم هایی که از قبل گرفته ایم و یا در لحظه می گیریم زندگی می کنیم و روزمان را می گذرانیم.

گرفتن برخی تصمیم ها خیلی مهم هستند، تصمیم هایی که آینده ی هر یک از ما به گرفتن آنها بستگی دارد، تصمیم هایی که اگر آنها را جدی نگیریم و یا به موقع آنها را نگیریم تغییری در زندگی خودمان و دیگران ایجاد نمی شود و یا اگر هم قرار است تغییری ایجاد شود با تأخیر بسیار زیادی همراه است؛ نام اینگونه تصمیم ها “تصمیم های سرنوشت ساز” می باشد.

گرفتن “تصمیم های سرنوشت ساز” اهمیتشان از اهدافی که هم اکنون در حال تلاش برای رسیدن به آنها هستیم بیشتر است، یعنی ممکن است دست یافتن به هدفی، برای ما باارزش و بزرگ باشد، اما یک هدف دیگر که باارزش تر و بزرگتر از آن هدف باارزش و بزرگ است اهمیت بسیار بیشتری داشته باشد، البته نه آنکه آن هدف باارزش و بزرگ اهمیتش کم باشد، نه، اما اهمیت آن هدف باارزش تر و بزرگتر بیشتر است و انجام آن بسیار مهم و حیاتی است، بنابراین ما مجبور به گرفتن یک “تصمیم سرنوشت ساز” هستیم؛ بین یک هدف باارزش و بزرگ و یک هدف باارزش تر و بزرگتر باید یکی را انتخاب کنیم چون نمی توانیم هر دو را با هم انجام دهیم، چون اگر بخواهیم هر دو را با هم انجام دهیم نه به آن هدف بزرگ می رسیم و نه به آن هدف بزرگتر.

استیو جابز تصمیم سرنوشت سازی گرفته بود، او تصمیم گرفته بود بنا به دلایلی که منطقی به نظر می رسید، از شرکت خود*اپل* برود، استعفای خود را اعلام کرد و در نهایت رفتنی شد تا بتواند شرکت جدید دیگری راه اندازی کند که تمام اختیارات کار در دست خودش باشد، چون در شرکت اپل اختیاراتش در تصمیم گیری های مهم محدود شده بود و پروژه ی مکینتاش منحل شده بود. او و افرادی که بر روی پروژه ی مکینتاش کار می کردند و به آن باور داشتند هنوز می خواستند آن را ادامه دهند و چاره ای جز ترک اپل و تأسیس شرکتی جدید نداشتند. جابز به هیئت مدیره شرکت اپل برنامه خود را برای راه اندازی یک شرکت جدید اعلام کرد و گفت: “من خیلی فکر کردم، وقت آن رسیده که به زندگی خودم بپردازم. کاملا واضح است که باید کاری انجام بدهم. من اکنون سی ساله هستم”.

هفته ای که گذشت برای من هم به نوعی، به گونه ای دیگر این اتفاق افتاد، تصمیم سرنوشت سازی گرفتم، برای رسیدن به یک هدف باارزش تر و بزرگتر، همکاری در یک هدف باارزش و بزرگ را مُنحل کردم؛ چون خودم خوب می دانستم دیر یا زود آن “تصمیم سرنوشت ساز” باید گرفته شود و در آخر هم گرفته شد. عده ای ناراحت شدند، عده ای پذیرفتند و من چاره ی دیگری جز گرفتن آن “تصمیم سرنوشت ساز” نداشتم، می دانستم یک هدف باارزش تر و بزرگتر دارد فدای یک هدف باارزش و بزرگ می شود و این اصلا برایم قابل پذیرش و درست نبود؛ منی که خودم را مسئول سرنوشت خیلی ها می دانستم نمی توانستم آن هدف با ارزش تر و بزرگتر را بیش از این به کُندی و آرام آرام پیش ببرم.

برخی اوقات در زندگی بارِ باارزش و بزرگی بر دوش شماست که نمی گذارد قدم هایتان را درست و به خوبی در مسیر موفقیت بردارید و چاره ای ندارید تا آن بار باارزش و بزرگ را زمین بگذارید تا بتوانید به هدف باارزش تر و بزرگتری برسید که اهمیتش برای شما و دیگران بسیار بیشتر از رسیدن به آن هدف باارزش و بزرگ است.

عزیزان، گرفتن “تصمیم های سرنوشت ساز” کار بسیار سختی است، اما اگر مسیرتان را درست تعیین کرده باشید و به خوبی ارزش هایتان را مشخص کرده باشید و برایتان مسیر و ارزش های بسیار مهم اهمیت داشته باشند، می توانید آن “تصمیم های سرنوشت ساز” را بگیرید؛ ممکن است برخی ناراحت شوند و فکرهای بدی در مورد شما کنند، اما اگر شما مسیرتان درست است و ارزش هایتان به خوبی مشخص می باشند باید آن “تصمیم سرنوشت ساز” را بگیرید، چون تنها خودتان متوجه هستید گرفتن آن “تصمیم سرنوشت ساز” چقدر اهمیت بالایی در زندگی خودتان و دیگران دارد و گذر عمر به سرعت در حال سپری شدن است و بیش از این زمان ندارید.

امیدوارم کسانی که در این مقاله، در آن تصمیم سرنوشت سازی که گرفتم، بودند، با قلب طلایی شان مرا درک کنند و این را می دانم که اگر مسیرشان را ادامه دهند به موفقیتی که برای آن برنامه ریزی شده است خواهند رسید. “شرکت کمک یاران ایساتیس” قطعا با بدون شما می درخشد حتی اگر من نباشم، چون به توانایی هایتان باور دارم و می دانم می توانید بدون من روی پاهای خودتان بأیستید و شرکت کمک یاران ایساتیس را هدایت کنید؛ روزی این شرکت، آینده بازاریابی و فروشِ محصولات*کالا یا خدمات* ایرانی را نه تنها در استان یزد، نه تنها در سراسر کشور، نه تنها در کشورهای همسایه، بلکه در سراسر جهان رقم خواهد زد، چرا که هدفش کمک رساندن به یاران خود یعنی “کارآفرینان داخلی” می باشد، برای بازاریابی و فروش محصولات آنها. گرفتن آن “تصمیم سرنوشت ساز” برای من هم سخت بود، چون این شرکت مثل فرزندم برایم عزیز است و دوری از آن رنج آور، اما چاره ی دیگری نداشتم. باور دارم با توکل به خدا و تلاش هوشمندانه روزی این نهال کوچک*شرکت کمک یاران ایساتیس* که با عشق کاشته شده است و با عشق در حال رشد است سر به آسمان خواهد کشید و افراد زیادی از میوه های آن برداشت می کنند و بهره مند می شوند و در زیر سایه آن خستگی سال ها کار و تلاش خود را به در خواهند نمود. امید که به امید خدا اینگونه شود.

در مسیر موفقیت “تصمیم های سرنوشت سازِ” زیادی وجود دارند، این موضوع را تنها کسانی می دانند که در مسیر موفقیت در حال حرکت هستند نه آنها که فقط نشسته اند و فکر می کنند که رسیدن به موفقیت در هر هدفی خیلی آسان است و با یک حرکت می توان به آن رسید؛ نه اینگونه نیست. موفقیت مسیریست پُر پیچ و تاب و رسیدن به قله ی موفقیت بستگی به تصمیم هایی که می گیریم، خصوصا “تصمیم های سرنوشت سازِ” ما دارد، باید آنها را جدی بگیریم و در تمام بخش های زندگیمان*شخصی، خانوادگی، کاری و اجتماعی* آنها را به اجرا بگذاریم.

۱۳۹۶/۱۲/۱۸

منبع:

مأموریت+/ مقالات محمد کارگر مزرعه ملا

کمپین"دست های مهربان" سایت مأموریت+.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *