Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

مأموریت رامبد جوان و برنامه خندوانه چیست؟

۶ سال پیش در چنین روزی مأموریت+ متولد شد.
۱۳۹۵-۱۱-۲۵
چرا فیلم ها و داستان های علمی تخیلی؟
۱۳۹۵-۱۲-۲۴

مأموریت رامبد جوان و برنامه خندوانه چیست؟

چند سالی است که برنامهخندوانهپخش می شود و شادی را به خانه های ما می آورد تا خیلی ها را با آن آشتی دهد. بیاییم و رودربایستی را کنار بگذاریم، خیلی ها با لبخند زدن، خندیدن و شاد بودن قهر کرده اند، چرا؟ دلیلش می تواند خیلی چیزهای مختلف باشد که در اینجا به سه مورد مهم اشاره می کنیم:

۱- در اتفاقات و خاطرات تلخ گذشته به سر بردن

۲- بدبینی، نگرانی و افکار منفی در مورد زمان حال

۳- تیره و تار دیدن آینده پیش رو

خُب، آیا با این سه گزینه نمی توان خیلی منطقی تر برخورد کرد؟

۱- گذشته که گذشت، تنها باید تجربیات و خاطرات خوبش را با خود به همراه داشته باشیم.

۲- زمان حال هم که هم اکنون در آن هستیم، اگر کارمان را به خوبی انجام داده باشم نباید نگرانش باشیم و افکار منفی نسبت به آن داشته باشیم.

۳- آینده هم که هنوز نیامده است، اما اگر می خواهیم آینده خوبی در انتظارمان باشد باید آن را شفاف و پُر از اتفاقات خوب ببینیم.

فکر کردن به اتفاقات و خاطرات تلخ گذشته، نگرانی و افکار منفی در زمان حال و تیره و تار دیدن آینده پیش رو هیچ کمکی، دقت کنیدهیچ کمکیبه ما نمی کنند. اگر به دنبال موفقیت و خوشبختی هستیم باید برای همیشه اینها را کنار بگذاریم و بر عکس فکر کنیم: از تجربیات گذشته استفاده کنیم و خاطرات خوب گذشته را به یاد بیاوریم، عملکرد خوب و افکار مثبتی داشته باشیم تا نگران زمان حال نباشیم و آینده پیش رویمان را شفاف و پُر از اتفاقات خوب ببینیم؛ اینگونه می توانیم شاد باشیم، لبخند بزنیم و بخندیم.

چرابایدشاد باشیم، لبخند بزنیم و بخندیم؟

دلیل اول: به خاطر اینکه دلایل علمی بسیاری پشت آن وجود دارد که شاد بودن، لبخند زدن و خندیدن برای ما بسیار مفید است. دلیل دوم: به خاطر این است  که در اسلام ما را به لبخند زدن، خندیدن و شاد بودن سفارش کرده اند. جالب اینجاست که دلیل دوم باعث به وجود آمدن دلیل اول می شود.

دلایل علمی شاد بودن و خنده:

هنگامی که می خندیدم چه اتفاقی می افتد؟

هنگام خنده بدن ما از لحاظ روحی تغییر می کند. ماهیچه های بدن کشش پیدا می کند، تنفس سریعتر شده و اکسیژن بیشتری به بدن می رسد. محققان معتقدند، خنده عملکردی مشابه ورزش دارد. اگر خنده با حرکات بدن مانند تکان دادن دست ها همراه شود، یک راه عالی برای افزایش ضربان قلب خواهد بود. خنده همچنین باعث مصرف کالری در بدن می شود. طبق تحقیقات انجام شده ۱۰ تا ۱۵ دقیقه خندیدن، حدود ۵۰ کالری در بدن مصرف می کند. خنده پادزهری قدرتمند برای استرس، درد و تعارض است. هیچ چیز سریع تر و دقیق تر از خنده ذهن و بدن ما را به سمت تعادل نمی برد. شوخ طبعی و خنده مشکلات ما را سبک تر می کند، نور امید را در دل ما زنده می کند، ارتباط ما را با دیگران قوی تر می سازد و ما را هوشیار نگه می دارد. بنابراین خنده یک منبع فوق العاده برای فائق آمدن بر مشکلات، افزایش روابط  و حمایت از سلامت جسمی و روحی است.

خنده برای سلامتی مفید است:

خنده باعث آرامش کُل بدن می شود. خنده ی خوب و از ته دل، تنش های فیزیکی و استرس را تسکین می دهد، عضلات بدن را به مدت ۴۵ دقیقه آرام و شل نگه می دارد.

خنده سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند و هورمون های استرس را کاهش می دهد و باعث افزایش سلول های ایمنی و آنتی بادی های مبارزه کننده با عفونت شده، در نتیجه مقاومت بدن را در مقابل بیماری بهبود می بخشد.

خنده باعث آزاد شدن اندورفین می شود، که یک ماده ی طبیعی شیمیایی برای احساس خوب در بدن است. اندورفین یک حس کُلی از خوب بودن را در بدن ایجاد می کند و حتی می تواند به طور موقت درد را رفع کند.

خنده از قلب محافظت می کند. خنده باعث بهبود عملکرد رگ های خونی و جریان خون در بدن می شود و می تواند ما را در مقابل حمله قلبی و دیگر مشکلات قلبی و عروقی محافظت نماید.

خنده همچنین باعث تغییرات فیزیکی سالم در بدن می شود. طنز و خنده سیستم ایمنی بدن ما را تقویت می کند، انرژی بدن ما را افزایش می دهد، باعث کاهش درد می شود و ما را از آثار مخرب استرس محافظت می کند؛ مهم تر از همه، این داروی با ارزش و سرگرم کننده، رایگان در اختیار همه ما قرار دارد و استفاده از آن آسان می باشد.

فواید فیزیکی خنده:

افزایش ایمنی بدن و سیستم گردش خون.

کاهش دادن هورمون های استرس.

کاهش درد.

شل کردن عضلات.

جلوگیری از بیماری های قلبی.

افزایش مصرف اکسیژن.

تحریک قلب و ریه ها.

باعث آزاد شدن اندورفین “مسکن طبیعی بدن” می شود.

سهولت هضم / آرام کردن درد معده.

متعادل کردن فشار خون.

بهبود عملکرد ذهنی “به عنوان مثال: هوشیاری، تقویت حافظه، خلاقیت”.

کاهش قند خون.

ارتباط بین خنده، طنز و بهداشت روانی:

طنز و خنده به ما کمک می کند از لحاظ روحی و روانی سالم بمانیم و احساس خوبی داشته باشیم و این احساس خوب حتی پس از اتمام خنده در ما باقی می ماند. طنز و شوخ طبیعی به ما کمک می کند چشم اندازی خوش بینانه و مثبت نسبت به موقعیت های دشوار و نا امید کننده داشته باشیم؛ علاوه بر رهایی از غم و اندوه، خنده به ما شجاعت و قدرت پیدا کردن منابع جدید را می دهد و امید را در قلبمان زنده می کند.

خنده احساسات ناراحت کننده را از بین می برد؛ در حال خندیدن ما نمی توانید احساس اضطراب، خشم، و یا غم داشته باشید.

خنده باعث آرامش و شارژ روحی می شود. خنده استرس را کاهش داده و انرژی را افزایش می دهد، ما را قادر می سازد تمرکز کرده و کارهای بیشتری انجام دهید.

طنز دیدگاه ما را تغییر می دهد، اجازه می دهد ما موقعیت ها را، واقعی تر و با تهدید کمتر ببینید.

مزایای بهداشت روان:

افزایش شادی و سر زندگی.

برطرف کردن اضطراب و ترس.

تسکین استرس.

بهبود خلق و خوی.

افزایش انعطاف پذیری.

بهبود نگرش کُلی.

بهبود خواب.

افزایش کیفیت زندگی.

مزایای اجتماعی خنده:

شوخ طبعی در ارتباط با دیگران به کمک تحریک احساسات مثبت آنها به تقویت این ارتباط می انجامد. هنگامی که با هم می خندیم، یک حائل قوی در برابر استرس، اختلافات و نا امیدی ایجاد می شود؛ همچنین با هم خندیدن بسیار مفیدتر از تنهایی خندیدن است. دقت داشته باشید که بدن قادر به تشخیص خنده ی واقعی از خنده ی دروغین نیست، پس تا می توانید بخندید.

تقویت روابط و پیوندهای اجتماعی.

جذب دیگران.

افزایش توان کار گروهی.

تنها چند مورد درباره اینکه در اسلام ما را به شاد بودن و لبخند زدن سفارش کرده اند:

شادی واقعی از دیدگاه یک فرد با ایمان زمانی متصور است که او را یک گام به خدایش نزدیکتر کند. با این وجود، انسانها به دلیل حس فطری تنوعطلبی خویش میتوانند از لذتهای مجاز دنیوی بهرهمند شده و از آن شادمان شوند. این شادیها میتواند زمینهای برای افزایش نشاط معنوی افراد با ایمان نیز ارزیابی شود. به این نکته نیز باید توجه داشت که این اصلی منطقی و پذیرفته شده در تمام نظامهای متمدن است که نباید به بهانه شاد بودن هر رفتار غیر مجازی را مرتکب شد، از طرفی باید دانست که برخی شادیهای سطحی و ظاهری که ناشی از رفتارهای غیرمنطقی و غیر اخلاقی است مورد پذیرش اسلام نیست.

نکته مهم: خودمان را از شادی های بد دور کنیم؛ شادی که باعث تمسخر دیگران شود. شادی که به دیگران صدمه وارد کند و مایه آزار دیگران شود، شادی که از طریق مشروباط الکلی وایجاد شود.

انجام مزاح های شرعی: مزاح و شوخی های متعارف و در چارچوب عقل و شرع یکی از امتیازات مومن به حساب می آید و منطبق با سیره پیامبرگرامی (ص) و ائمه اطهار(ع) می باشد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: همانا من شوخی می کنم؛ اما جز حق نمی گویم. امام علی(ع) می فرمایند: رسول خدا(ص) هرگاه یکی از اصحاب را اندوهگین می دید او را با شوخی و مزاح خوشحال می کرد. امام صادق(ع) نیز به شخصی فرمودند: آیا با یکدیگر مزاح می کنید، آن مرد گفت: کم مزاح می کنیم. حضرت فرمودند: این طور نباشید، زیرا شوخی نشانه خوش خلقی است و به وسیله شوخی برادر دینی خود را خوشحال می کنید؛ پس فرمودند: رسول خدا(ص) برای اینکه کسی را خوشحال کند با او مزاح می کرد/ اصول کافی ج۲ ص۶۶۳.

گفته شده است پیامبر اسلام (ص) در تمام مدت زندگی خود متبسم بودهاند. سلسله سخنان از پیشوایان معصوم(ع) وجود دارد که افزون بر ستایش این صفات، نوعی تشویق اصحاب و پیروان در آن به چشم میخورد، همانند سخن رسول خدا(ص) که فرمود: مؤمن، شوخ و زندهدل است و منافق، سخت و غضبناک.

و یا در سیره آن حضرت است که: روزی به گونهای خندیدند که دندان های ایشان نمایان شد و روز دیگر که یک نفر اعرابی بیابانگرد خدمت پیامبر آمد، هدیهای تقدیم کرد، اما هنگام رفتن رو به آن حضرت کرد و گفت: پول هدیه مرا بده!، رسول خدا (ص) خندید و از آن روز هرگاه اندوهگین میشدند، میفرمودند: کجاست آن اعرابی؟، ای کاش الآن نزد ما بود و ما را می خندانید/ همان، ج۱۶، ص۱۵۹.

لبخند زدن در هنگام ملاقات: مهم ترین نیاز مردم در یک جامعه الهی، محبت به یکدیگر است و آغاز این محبت یا حداقل این محبت تبسم داشتن است. این برای مومنی که تبسم دارد حسنه و بر مومن دیگر احسان است. ابودرداء می گوید: رسول خدا هرگاه حدیث و سخنی می فرمود، با لبخند همراه بود.

شادی مومن در چهره اش و اندوه او در قلبش است/ امام علی(ع)

لبخندزدن، بر روی مومن حسنه و ثواب است و برگرداندن آسیب از وی نیز ثواب است، محبوب ترین عبادت در پیشگاه خدا شاد کردن مومن است/ امام باقر(ع)

هرکس به چهره برادر مومن خود لبخند بزند، آن لبخند برای او حسنه ای باشد/ امام صادق(ع)

از جمله دوست ترین اعمال نزد خداى عزوجل شادى رسانیدن به مؤمن است/ امام صادق(ع)

در سخنی دیگر معیار شادی برتر و تمام عیار انسان های هدفمند، پویا و خدا جو، اینگونه توصیف گردیده است: چهره آنان نوعی گشایش، انبساط و روشنی داشته و قلبشان لبریز از شادی و شور و شعف باشد/ همان، ج۲، ص۱۴۷.

قرآن می فرماید: یکی از نفرین هایی که آمده است خطاب به یک عده: زیاد گریه کنند و کم بخندند. برخی فکر می کنند گریه اسلامی تر از خنده است، اصلا اینطور نیست. گریه ضد اسلامی داریم، خنده اسلامی داریم؛ خنده ضد اسلامی داریم، گریه اسلامی داریم. در روایات داریم، پیامبر(ص) و امام علی(ع) در هر جلسه ای که بودند جلسه، جلسه ی شاد بود. حتی مواردی داریم کسی لطیفه ای نمی گفت پیامبر می گفت کسی لطیفه ای تعریف کند؛ اگر کسی نمی گفت، خودش لطیفه ای تعریف می کرد. منتها جوکش هم حساب شده بود/ استاد حسن رحیم پور ازغدی.

دیگر افراد در مورد شادی و لبخند زدن چه گفته اند؟

با ترشرویی به میان مردم رفتن، تنها از بیماران ساخته است/ حکیم اُرد بزرگ

چه زیبایند آنانی که همیشه لبخندی بر لب دارند/ حکیم اُرد بزرگ

نشاطی که در نتیجه غم دیگران حاصل شود گناه است/ زرتشت

بساری از ما”بد حال” بودن را طبیعی می دانیم، اما برای خوشحال بودن باید دلیلی داشته باشیم، اما شما برای احساس خوشحالی به هیچ بهانه ای نیاز ندارید، می توانید هم اکنون تصمیم بگیرید که خوشحال باشید، به این دلیل ساده که زنده اید، به این دلیل که چنین می خواهید .لزومی ندارد که منتظر چیزی یا کسی باشید!/ آنتونی رابینز

من هیچگاه کسل نمی شوم، چون همواره در حال بودنم/ خورخه لوئیس بورخس

ذهن ما همچون یک جریب زمین است که می توانیم در آن، شادی یا غم و اندوه پرورش دهیم. چنانچه تلاشی برای رشد بذر شادی صورت نگیرد، متأسفانه طبیعت انسان غم و اندوه را پرورش می دهد/ پرمودا باترا

اگر میبینی کسی به روی تو لبخند نمیزند علت را در لبان فرو بسته ی خود جستجو کن/ دیل کارنگی

اگر آدمی هماهنگ و شاد باشد سلامت نیز خواهد بود/ اسکاول شین

دوستان، اگر ما واقعا به خداوند ایمان داریم پس نباید نگران، مظطرب و پریشان باشیم، جمله ی بسیار پُر مفهوم و زیبایی را چند سال پیش خواندن و آن را ملکه ذهنم کردم و آن جمله این است: “نگرانی انکار وجود خداست حتی برای یک لحظه“. دقت می کنید؟ حتی برای یک لحظه. ما اگر واقعا خود را مسلمان می دانیم، اگر واقعا به خداوند ایمان داریم و می دانیم او در لحظه، لحظه زندگی مان دستمان را گرفته و رهایمان نمی کند چرا نگران و مظطرب گذشته، حال و آینده باشیم؟؛ مگر به او توکل و تکیه نکرده ایم؟، مگر نمی دانیم هر اتفاقی که برای ما بیفتد نتیجه اعمال ماست و در نهایت خیر ما در آن نهفته است، پس چرا نگرانی، غمگین بودن، اضطراب، ترس، دلشوره و.

تا اینجای این مقاله هیچ اشاره ای به پاسخ سوال بالا نکرده ایم کهمأموریت رامبد جوان و برنامه خندوانه چیست؟؛ اما حالا شروع می کنیم به پاسخ این سوال:

مأموریترامبد جوانو برنامهخندوانهاین است که ما را شاد کنند، الحق هم که کارشان را به خوبی انجام می دهند و مأموریت دشواری در پیش دارند چرا که خنداندن ما ایرانی ها کار آسانی نیست.

خندوانه محصول ایده هاست:

چیزی که برنامه خندوانه را جذاب کرده است ایده ها می باشند؛ ایده هایی که از نام برنامه شروع می شوند و به تمام بخش های آن گسترش می یابند.

ما در سایت مأموریت+ امیدواریم آقایرامبد جوانعزیز و دوست داشتنی و تمام دست اندرکاران برنامه خندوانه و میهمانان آن، مأموریت خود را با قدرت ادامه دهند و بیشتر ما را با خندیدن، شاد بودن و لبخند زدن آشنا کنند و آشتی دهند، تا درک کنیم با نگرانی، غمگین بودن و اضطراب داشتن که نشانه ایمان ضعیف به خداوند است، نمی توانیم به موفقیت و خوشبختی برسیم، بلکه با شاد بودن و لبخند زدن که نشانه ایمان و اطمینان به خداوند است می توانیم به موفقیت و خوشبختی برسیم و در نهایت به بهشتی که خداوند وعده آن را به ما داده است دست یابیم.

با داستان بسیار آموزنده زیر این مقاله را به پایان می رسانم:

بسیاری از مردم کتابشاهزاده کوچولواثرآنتوان دو سنتاگزوپریرا می شناسند .اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازی ها جنگید و کشته شد .

قبل از شروع جنگ جهانی دوم، اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می جنگید .او تجربه های حیرت آور خود را در مجموعه ای به ناملبخندگردآوری کرده است .در یکی از خاطراتش می نویسد که او را اسیر کردند و به زندان انداختند و او که از روی رفتارهای خشونت آمیز نگهبانان حدس زده بود که روز بعد اعدامش خواهند کرد می نویسد :

“مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد، به همین دلیل بشدت نگران بودم .

جیب هایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا کنم که از زیر دست آنها که حسابی لباس هایم را گشته بودند در رفته باشد، یکی پیدا کردم و با دست های لرزان آن را به لب هایم گذاشتم ولی کبریت نداشتم .

از میان نرده ها به زندانبانم نگاه کردم .

او حتی نگاهی هم به من نینداخت، درست مانند یک مجسمه آنجا ایستاده بود .

فریاد زدم: هی رفیق کبریت داری؟؛

به من نگاه کرد شانه هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد .

نزدیک تر که آمد و کبریتش را روشن کرد بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد .

لبخند زدم و نمی دانم چرا؟، شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر اینکه خیلی به او نزدیک بودم و نمی توانستم لبخند نزنم .

در هر حال لبخند زدم و انگار نوری فاصله بین دل های ما را پُر کرد .

می دانستم که او به هیچ وجه چنین چیزی را نمی خواهد، ولی گرمای لبخند من از میله ها گذشت و به او رسید و روی لب های او هم لبخند شکُفت .

سیگارم را روشن کرد ولی نرفت و همانجا ایستاد و مستقیم در چشم هایم نگاه کرد و لبخند زد. من حالا با علم به اینکه او نه یک نگهبان زندان، که یک انسان است به او لبخند زدم. نگاه او حال و هوای دیگری پیدا کرده بود

پرسید: بچه داری؟؛

با دست های لرزان کیف پولم را بیرون آوردم و عکس اعضای خانواده ام را به او نشان دادم و گفتم: آره ایناهاش.

او هم عکس بچه هایش را به من نشان داد و درباره نقشه ها و آرزوهایی که برای آنها داشت برایم صحبت کرد.

اشکبهچشمهایمهجومآورد .

گفتم که می ترسم دیگر هرگز خانواده ام را نبینم؛ دیگر نبینم که بچه هایم چطور بزرگ می شوند .

چشم های او هم پُر از اشک شدند .

ناگهان بی آنکه که حرفی بزند، قفل در سلول مرا باز کرد و مرا بیرون برد .

بعد هم مرا به بیرون زندان و جاده پشتی آن که به شهر منتهی می شد هدایت کرد!،

نزدیک شهر که رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت بی آنکه کلمه ای حرف بزند!.

یک لبخند زندگی مرا نجات داد “.

بله لبخند بدون برنامه ریزی، بدون حسابگری، لبخندی طبیعی، زیباترین پل ارتباطی آدم هاست .

ما لایه هایی را برای حفاظت از خود می سازیم .

لایه مدارج علمی و مدارک دانشگاهی، لایه موقعیت شغلی و این که دوست داریم ما را آنگونه ببینند که نیستیم؛
زیر همه این لایه ها، من حقیقی و ارزشمند نهفته است .

من ترسی ندارم از این که آن را روح بنامم، من ایمان دارم که روح های انسان ها است که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و این روح ها با یکدیگر هیچ خصومتی ندارد .

متأسفانه روح ما در زیر لایه هایی ساخته و پرداخته خود ما که در ساخته شدنشان دقت هولناکی هم به خرج می دهیم ما را از یکدیگر جدا می سازند و بین ما فاصله هایی را پدید می آورند و سبب تنهایی و انزوایی ما می شوند .

داستاناگزوپریداستان لحظه جادویی پیوند دو روح است که آدمی به هنگام عاشق شدن و نگاه کردن به یک نوزاد این پیوند روحانی را احساس می کند .

وقتی کودکی را می بینیم چرا لبخند می زنیم؟

چون انسانی را پیش روی خود می بینیم که هیچ یک از لایه هایی را که نام بردیم را روی من طبیعی خود نکشیده است و با همه وجود خود و بی هیچ شائبه ای به ما لبخند می زند و آن روح کودکانه ی درون ماست که در واقع به لبخند او پاسخ می دهد.

بقول ویکتور هوگو که می گوید :لبخند کوتاهترین فاصله بین دو نفر است و نزدیک ترین راه برای تسخیر دل ها. انسان، تنها آفریده ای است که می تواند بخندد، پس لبخند بزن دوست من.

شاد باشید.

۱/۵/۱۳۹۵

منابع:

اینترنت

منبع:

مأموریت+/ مقالات محمد کارگر مزرعه ملا

کمپین"دست های مهربان" سایت مأموریت+.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *