چطور سلامت روح خود را تست کنیم؟

چگونه به سادگی به ورزش علاقه مند شویم؟
1401-08-06
وفاداری و فداکاری
1401-08-06

چطور سلامت روح خود را تست کنیم؟

سلامت روح ما از اهمیت بالایی برخوردار است و همه ی تلاش مان بعد از سلامت جسم و ذهن مان باید این باشد که آن را سالم نگه داریم و سپس آن را سالم به مقصد خود برسانیم. روحی که به جسم ما حیات بخشیده است، قابل دیدن نیست اما همه ی افراد بیدار در هر کجای جهان به وجود آن اعتقاد دارند، روحی که برترین روح خلق شده از جانب خداست که نشان می دهد چقدر خداوند برای هر یک از ما ارزش قائل بوده است

اما چگونه سلامت روح خود را تست کنیم و از سلامت آن مطلع شویم؟

اولین مرحله ی شناخت از سلامت روح مان آزادگی ماست، به این معنا که چون به ما توان اختیار داده شده است دربند راه های اشتباه نباشیم، هر که هستیم و هر کجا که هستیم با هر سلیقه اى که داریم خودمان باشیم، تحت تأثیر افراد و افکار و شرایط و کارهای بد و اشتباه قرار نگیریم؛ ملاک شناخت اینها نیز انسانیت ماست، پایبندی به اصول اخلاقی، وجدان بیدار و فطرت پاکی که خداوند در وجودمان قرار داده است باشیم و با هیچ چیز آنها را از دست ندهیم, متمایل به افراد و افکار و شرایط و کارهای خوب و رو به سمت روشنایی و نور باشیم تا به رشد و شکوفایی دست پیدا کنیم. این سطح اول از سلامت روح ماست که خیلی هم مهم است

سخت است؟ می تواند سخت باشد چون مسیر زندگی پُر از پیچ و تاب است، اما راه حل درست همیشه وجود دارد، باید در کنار افراد به واقع بزرگ حرکت کنیم؛ امام علی(ع) در وصیت نامه ی خود به امام حسن(ع) در نهج‌البلاغه با مهربانی تمام در بخش هایی در مورد آزادگی و سالم نگه داشتن روح خود گفته است: “پسرم برای هرچه که از دست بدهی و بفروشی می‌توان قیمت گذاشت ولی یک چیز داری که اگر آن را بفروشی بهایی در همه ی جهان برای آن پیدا نمی‌کنی و آن خودت هستی، یعنی همان نفس و جان و روحت؛ اگر روحت را بفروشی و تمام دنیا را به تو بدهند دیگر برابری نمی‌کند هرچند تو را بدان‌چه خواهانی رساند. پسرم هرگز بنده ی دیگرى مباش زیرا خدا تو را آزاد آفریده است. آزادگی در آن است که انسان کرامت و شرافت خویش را بشناسد و تن به پستی و ذلت و حقارت نفس و اسارت دنیا و زیر پا نهادن ارزش‌های انسانی ندهد”

یکی دیگر از راه ها این است که به حس خود نسبت به بزرگان دین دقت کنیم و ببینیم چه احساسی نسبت به آنها داریم. “آیا وقتی از آنها می شنویم و یا آنها را می بینیم و یا مطلبی را از آنها می خوانیم در یک حس آرامش بخش و روحانی خوب که قابل وصف نیست قرار می گیریم یا نه؟”؛ اگر نسبت به آنها علاقه مند بودیم و در دلمان نسبت به آنها تمایل داشتیم یعنی روحمان سالم است و هر چه این گرایش بیشتر باشد نشان دهنده ی سلامت بیشتر روح ماست

شاید بگویی چگونه این کار را بهتر انجام دهیم؟ با شناخت، و امام حسن مجتبی(ع) به نوعی پاسخ دقیق این پرسش را داده است: “بر شما لازم است که اندیشه کنید زیرا فکر کلیدهای درهای حکمت است”، بنابراین کمی در مورد بزرگان دین بدانیم، زندگی شان را بررسی کنیم، سبک زندگی شان را ببینیم و به این موضوعات بیندیشیم, نسبت به آنها خیلی علاقه مند می شویم و حس معنوی و روحانی خوبی از آنها می گیریم اگر روحمان سالم باشد و دلبسته به دنیا نشده باشد، دلبسته ی دنیا و بازیچه های دست آن که می خواهند فقط مشغول این دنیا باشیم

امتحانش ضرری ندارد، به رسم مناسبت های تقویمی هفته ای که پشت سر گذاشتیم مطالب پایین را با هم ادامه می دهیم تا ببینیم چه حسی نسبت به آنها پیدا می کنیم

برای مثال گفته اند از سخت ترین دوران زندگانی با برکت امام حسن مجتبی(ع) دوران پس از صلح با معاویه بود. ایشان سختی این سال های ستم را با بردباری وصف نشدنی اش سپری کرد. امام مجتبی(ع) در آن سال ها از غریبه و آشنا سخنان زشت و گزنده می شنید و از خدنگ بی وفایی زخم می خورد. بسیاری از دوستان به ایشان پشت کرده بودند. روزگار برایشان به سختی می گذشت. ناسزا گفتن به امام علی(ع) شیوه ی سخنرانان شهر شده بود. هرگاه امام را می دیدند می گفتند: “السَّلَامُ عَلَیک یا مُذِلَّ الْمُؤْمِنِین- سلام بر تو ای خوار کننده ی مومنان”. در حضور ایشان، به هتک و دشنام امیرالمومنین(ع) زبان می گشودند و امام با بردباری و مظلومیت بسیار هتاکی ها و دشنام ها را تحمل می کرد

مهربانی با بندگان خدا از ویژگی های بارز امام حسن مجتبی(ع) بود. انس می گوید که روزی در محضر امام بودم، یکی از کنیزان ایشان با شاخه گلی در دست وارد شد و آن را به امام تقدیم کرد. حضرت گل را از او گرفت و با مهربانی فرمود: “برو تو آزادی”. من که از این رفتار حضرت شگفت زده بودم گفتم: “ای فرزند رسول خدا این کنیز تنها یک شاخه گل به شما هدیه کرد آنگاه شما او را آزاد می کنید!؟”. امام در پاسخم فرمود: “خداوند بزرگ و مهربان به ما فرموده است: “هر کس به شما مهربانی کرد دو برابر او را پاسخ گویید”. سپس امام فرمود: “پاداش در برابر مهربانی او نیز آزادی اش بود”

امام مانند جدش رسول خدا(ص) بدون هیچ تکبری روی زمین می نشست و با تهی دستان هم سفره می شد. روزی سواره از محلی می گذشت که دید گروهی از بینوایان روی زمین نشسته اند و مقداری نان را پیش خود گذارده اند و می خورند. وقتی امام حسن(ع) را دیدند به ایشان تعارف کردند و حضرت را سر سفره ی خویش خواندند. امام از مرکب خویش پیاده شد و این آیه را تلاوت کرد: “إِنَّهُ لا یحِبُّ الْمُسْتَکبِرین- خداوند هرگز متکبران و گردنکشان را دوست نمی‌دارد/ نحل- ۲۳”. سپس سر سفره ی آنان نشست و مشغول غذا خوردن شد. وقتی همگی سیر شدند امام آنها را به منزل خود فرا خواند و از آنان پذیرایی فرمود و به آنان پوشاک هدیه کرد

آن حضرت همواره دیگران را نیز بر خود مقدم می داشت و پیوسته با احترام و فروتنی با مردم برخورد می کرد. روزی ایشان در مکانی نشسته بود، برخاست که برود ولی در این لحظه پیرمرد فقیری وارد شد. امام به او خوشامد گفت و برای ادای احترام و فروتنی به او فرمود: “ای مرد، وقتی وارد شدی که ما می خواستیم برویم؛ آیا به ما اجازه رفتن می دهی؟” و مرد فقیر عرض کرد: “بله ای پسر رسول خدا”. امام همواره مهربانی را با مهربانی پاسخ می گفت، حتی پاسخ وی در برابر نامهربانی نیز مهربانی بود

و…

بُعد دیگر زندگی شهید آیت الله حاج سید مصطفی خمینی(ره), روح بلند و عاطفی اوست که آن را از انبیاء، چهارده معصوم(ع)، اولیای الهی آموخته بود، سید مصطفی که در ۲۷ سالگی به درجه ی اجتهاد رسیده بود با دیگران برخوردی صمیمی و مهربان داشت، از بیماران عیادت می‌کرد و در این مورد توجهی به وضعیت مالی عیادت شدگان نمی‌کرد بلکه افراد بی‌بضاعت و کم در‌آمد را در خانه ی آنها عیادت می‌کرد و با تواضع و فروتنی در کنارشان نشسته و وارد صحبت می شد و گاهی برای شاد کردن آنان و همچنین عمل نمودن به دستورات و سفارشات ائمه معصومین(ع) هدایاتی با خود به خانه دردمندان می‌برد

خانم معصومه حائری- همسر شهید آیت الله مصطفی خمینی(ره) زمانی در چند مصاحبه گفته بود: حاج آقا مصطفی(ره) انسان خوب و فهمیده‌ ای بود و ما با هم جور بودیم و افکار و عقایدمان با هم هماهنگ بود. حاج آقا مصطفی خیلی مدرن و امروزی بود. مردی بالاتر از همه ی چیزهایی که شما فکر می کنید بود. افکار او خیلی بالا و بلند بود و یک جور دیگر فکر می کرد و بالاخره درک ایشان از مسائل طور دیگری بود. او خیلی باهوش و با قدرت نسبت به مسائل می نگریست و بسیار بر خود تسلط  داشت، بسیار عبادت می کرد، همیشه شب ها بیدار بود و تا صبح به دعا و نیایش می پرداخت و من اکثراً صدای او را که با صدای بلند گریه می کرد می شنیدم، خط او خط اصیل قرآن بود. فقط بعد از نماز صبح چند ساعتی می خوابید. او همه چیز را به خوبی درک می کرد اما هیچکس نتوانست او را درک کند، حتی من هم نتوانستم او را درک کنم، او بالاتر از همه بود. حاج آقا مصطفی از قدرت های شیطانی رنج می برد و همواره یار مستضعفان بود و همیشه به آنها فکر می کرد. آقا و حاج آقا مصطفی هر دو عجیب و غریب بودند؛ مثلاً آقا خیلی منظم و دقیق بود و همیشه دقیقاً سر وقت غذا می‌ خورد همانطور که همه می دانند و من هم این مطلب را به خوبی درک کرده بودم. او برای پدر گرامی اش احترام خاصی قائل بود و حضرت امام(س) هم به حاج آقا مصطفی احترام خاصی می گذاشتند. مصطفی عاشق امام(س) بود. واقعاً آقا علاقه ی زیادی به حاج آقا مصطفی داشت ولی سیستم و شخصیت ایشان طوری بود که ناراحتی و غم و غصه خود را *از شهادت ایشان* بروز نمی‌داد. آقا هم جزء بهترین شخصیت‌هایی بود که من دیده بودم. آقا هم مهربان واقعی بود و هم خیلی امروزی و مدرن بود و یادم هست شب‌ها که برای نماز شب بلند می‌شد مقداری سیب و پرتقال توی بشقاب می‌گذاشتم و می‌بردم و کنار سجاده ایشان می‌گذاشتم تا میل کند

شهید حاج مصطفی(ره) از کسانی بود که برای فهم و درک مطلب از هیچ‌گونه سوال پرسیدن و مباحثه با استاد ابایی نداشت، آیت‌الله حاج سید عباس خاتم یزدی از یاران او گفته بود: “یکی از خصوصیات ایشان این بود که در هر جلسه‌ای شرکت می‌کرد از مسائل علمی سخن می‌گفت و مجلس را به یک مجلس علمی مبدل می‌ساخت و دنبال هر مطلبی را که می‌گرفت خیلی بحث می‌کرد و بحث را طولانی می نمود. خصوصیاتی را که من در مرحوم آیت الله حاج آقا مصطفی(ره) دیدم تاکنون در کمتر کسی دیده ام, اولاً ایشان حافظه ی قوی و استعداد فوق العاده ای داشت, به مطالبی که برخورد می کرد فراموش نمی نمود”

امام خمینی(ره) برای دفاع از کشورمان به فعالیت های خود ادامه می داد، او به تمام زوایای دین اشراف داشت که برخی از آنها وطن دوستی و زیر بار ظلم نرفتن و از حق خود نگذشتن بود که از این جهت علیه پذیرش کاپیتولاسیون اعتراف و افشاگری کرد. کاپیتولاسیون یک قرارداد یک طرفه و تحقیرآمیز بود که حکومت پهلوی برای اثبات خوش خدمتی خود به بیگانگان, آن را با همراهی مجلس تصویب کرد که به موجب آن بسیاری از حق و حقوق کشور و مردم نادیده گرفته و پایمال می شد، همچنین سبب تسلط برخی کشورها و برخورداری اتباع آنها از تمامی امتیازات آن می شد و به نوعی سر کشور ما کلاه بزرگی می رفت و پس از آن بازهم ذره ذره ایران ضعیف تر و آب می شد تا روزی که دیگر چیزی از آن باقی نمی ماند، اما روح خدا نگذاشت این اتفاق بیفتد

و…

بیشتر ما تنها نامی از بزرگان کشورمان و دین شنیده ایم و بس و یا به خاطر درست معرفی نشدن آنها از آنها دور شده ایم و یا به آنها توجه نداشته ایم, به خاطر همین نیاز است که آنها به درستی معرفی شوند و نویسندگان و مورخان در این مورد نقش مهمی دارند. گفته اند ابوالفضل بیهقی نویسنده و مورخ شناخته شده ی کشورمان از گیرایی و هوشمندی ویژه و بالایی برخوردار بود و به کار نویسندگی علاقه و عشق می ورزید، در جوانی از نیشابور به غزنین رفت، جذب کار دیوانی شد و با شایستگی و استعدادی که داشت خیلی زود به دستیاری خواجه ابونصر مشکان انتخاب شد که صاحب دیوان رسالت محمود غزنوی بود و خود از دبیران نام ‏آور روزگار به حساب می آمد

برای آگاهی از سلامت روحمان کار دیگری که می توانیم انجام دهیم توجه به موضوعات معنوی و دینی است؛ “آیا در فکر و قلبمان نسبت به موضوعات معنوی و دینی تمایلی داریم؟ آیا در طول شبانه روز و در خلوت خود برخی ذکرها را با خود مرور می کنیم؟ یا نام برخی بزرگان دین را صدا می زنیم؟”. پاسخ های بله به این پرسش ها نیز سلامت روح مان را به ما نشان می دهد

به همین خاطر هر چه علاقه ی ما نسبت به بزرگان دین، یاد آنها و توجه به گفته های آنها و موضوعات معنوی و دینی بیشتر باشد نشان از سلامت روح ماست و به سمت کمال رهسپار می شویم

حس خوب ماه رمضان را بیشتر ما خوب درک می کنیم که روح ما چقدر نسبت به آن تمایل دارد و ماه رمضان چقدر گیرایی دارد، مناسبت های مذهبی و موارد معنوی دیگر هم همینطور هستند، مثل سفرهای معنوی، خواندن قرآن، دعاهای مختلف و… بسیاری موارد دیگر که تمایل و علاقه ی ما نسبت به آنها نشان از بیداری و سلامت روح مان را می دهد

و خداوند نیز که سر منشأ همه چیز و همه ی خوبی هاست، هر چه احساس خوب بیشتری به او داشته باشیم و به یاد او باشیم نشان دهنده ی سلامت روح ماست؛ “آیا در طول شبانه روز با خداوند رابطه ای قلبی برقرار می کنیم؟، آیا در تمام ابعاد زندگی*شخصی، خانوادگی، کاری و اجتماعی*، انجام کارها و هنگام مشکلات و سختی ها به دستوراتش عمل می کنیم و به او توکل داریم؟ آیا نعمت هایی که به ما داده است را درک می کنیم و از نعمت هایی که به ما داده آنقدر ذوق می کنیم که گاهی به گریه بیفتیم؟، از سلامتی مان، از خانواده مان، از شغلمان، از کشورمان که این روزها اهمیت امنیت آن را بیشتر می دانیم، از چهار فصل آن و طبیعت زیبایش و تاریخ و فرهنگ و مردم بی‌نظیرش با اقوام مختلف؟”؛ اینها را اگر به خوبی درک کنیم واقعا ذوق دارد که نعمت های سفارشی شده ی خدا به هر یک از ما هستند که باید آنها را درک کنیم و نسبت به آنها شکرگزار و قدردان خداوند باشیم و هر چه مواردی که گفته شد را در طول شبانه روز بیشتر انجام دهیم نشان از سلامت روح ماست

آیا به عرفا و شعرهای عرفانی علاقه داریم؟ آیا در خلوت با خدا و هنگام عبادت با او به حالتی معنوی و عرفانی می رسیم که به قول حافظ: “در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد؛ حالتی رفت که محراب به فریاد آمد”؟

آیا در کنار همه ی این مواردی که گفته شد واقعا آرامش می گیریم؟ یک آرامش عجیب که واقعا نمی توان آن را با کلمات وصف کرد که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است که به آن گفته شده سکینه!، چیز خیلی عجیبیست، آرزو دارم این روزها به آن برسیم و این شدنی است که از هدیه های سلامت روح است؛ مهمم نیست که هستیم، در بلندترین ساختمان ها و یا در روستایی دور افتاده از هر طبقه از اجتماع، در هر کجا که باشیم برای خداوند همه ی قوانین و قواعد مرسوم فرق می کند چرا که او خیر همه ی ما را می خواهد اگر به جانِ جانان تمایل داشته باشیم و در مسیر ارزشمند او قدم برداریم او ما را به اوج می رساند حتی اگر خیلی ها برایشان باورپذیر نباشد و یا نخواهند که او به ما لطف و مهربانی داشته باشد

با توجه به آنچه گفته شد، با یک چکاپ از روحمان و یک برنامه ریزی خوب و درست می توانیم سلامت روح خود را به دست آوریم و آن را همیشه حفظ کنیم

در این بحبوحه و اتفاقات تلخ ممکن است خیلی از ما حال عجیبی داشته باشیم که قرار است چه شود!؟، باید هوای روحمان را داشته باشیم، آن را پاک نگه داریم تا همیشه از نظر روحی در سلامت باشیم و با بزرگان دین و سخنان آنها و خداوند و با یاد آنها رابطه ی عمیق قلبی برقرار کنیم تا هوای خودمان و عزیزانمان را داشته باشند، خداوند نیز گفته است آرامش را به قلب ها می فرستد و در کارها گشایش ایجاد می کند، اعتقاد که داشته باشیم می توانیم مثل گذشته این روزهای سخت را هم پشت سر بگذاریم و او کمک ها و امدادهای غیبی خود را برای اهل ایمان و دوستدارانش خواهد فرستاد و به کسانی که به مردم بی گناه ظلم و ستم کرده اند پاسخ داده می شود، به آنها که نمی توان متوجه شد انسانیت برایشان دقیقا چه تعریف و معنایی دارد؟ چه حقوق بشری!؟ و باز حقوق کدام بشر!؟ بشری که به مردم مشغول زیارت هم رحم نمی کند!؟ داغ این همه خانواده های مظلوم از کوچک و بزرگ چه می شود؟ فقط باید گفت با درد این مردم دردتان درمان نمی شود، خون مظلوم پایمال نمی شود همچنان جوانه می زند و رشد می کند، ریختن خون روی این خاک معنای دیگری دارد، از این راه مقدس و خاک پاک, گوهری می روید به نام شهید که مایه ی برکت و بیداری است، قطره هایی که رود می شوند و دریا و خار چشم روح های آلوده و به خواب رفته در هر کجا.

۱۴۰۱/۸/۶

منبع:

مأموریت+/ مقالات محمد کارگر مزرعه ملا

کمپین"دست های مهربان" سایت مأموریت+.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *