چطور سلامت روح خود را تست کنیم؟
1401-08-13
کلید طلایی
1401-08-13

وفاداری و فداکاری

خوشبختی و داشتن یک زندگی خوب کار سختی نیست اما راه و روش خودش را دارد، برای رشد و شکوفایی و رسیدن به موفقیت و سعادت و کمال, یکی از آن راه و روش ها در زندگی این است که وفادار و فداکار باشیم، به کرامت انسانی مان، به خانواده مان و به کشورمان. برای وفاداری و فداکاری نیز باید از افراد فهمیده بیاموزیم، آنها که از نور هدایت آگاهی پیدا کرده اند، آنها راه های درست را رفته اند و می توانند به ما هم راه درست را نشان دهند تا در مسیر زندگی به درستی قدم برداریم و گم نشویم، در مسیر زندگی که پُر از پیچ و تاب است که همه ی ما به خوبی آن را در ابعاد مختلف زندگی*شخصی، خانوادگی، کاری و اجتماعی* دیده ایم و سرد و گرم روزگار را چشیده ایم

افراد فهمیده ممکن است هر کسی باشند و سن آنها هم ملاک نیست، بلکه فهمیده بودن آنها ملاک و معیار است و فهمیده بودن یعنی دانا، خردمند، عاقل، دارای قدرت فهم و درک که با دانش خوبی که دارند خود و دیگران را در مسیرهای پر پیچ و تاب نجات داده اند

شهید محمد حسین فهمیده یکی از آنهاست، نوجوان ۱۳ ساله ی کشورمان که در زمان خودش چه شجاعتی برای دفاع از وطنمان از خود نشان داد، در خرمشهر روبروی دشمنی که آن زمان هم بود و چشم ویرانی و طمع به کشور را داشت به تنهایی ایستاد

واقعا یک نوجوان شجاعت خود را از کجا آورده بود که این کار را انجام داد؟ حافظ به ما می گوید: “دلا ز نورِ هدایت گر آگهی یابی؛ چو شمع خنده زنان تَرکِ سر توانی کرد”؛ دلِ او از نور هدایت آگاهی پیدا کرده بود؛ گفته اند دوران کودکی محمد حسین همراه سایر فرزندان خانواده و در کنار برادرش داوود که وی نیز سه سال بعد از شهادت محمد حسین به شهادت رسید، در زیر سایه ی محبت و توجه ی پدر و مادری مهربان، با صفا و صمیمیت سپری شد. در سال ۱۳۵۲ به مدرسه رفت و کلاس اول تا چهارم ابتدایی را با یک معلم روحانی طی کرد. در همین زمان بود که همانند میلیون‌ها جوان و نوجوان دیگرِ کشور به جهت حوادث انقلاب روح او نیز دچار تحولات عظیمی شد. نوارها و اعلامیه‌های امام خمینی(ره) که قبل از انقلاب به دست او می رسید عامل مهم دیگری در شکل‌گیری شخصیت او محسوب می شود. محمد حسین, نوجوانی خوش برخورد، شجاع، فعال و کوشا بود و به مطالعه علاقه ی زیادی داشت. با وجود اینکه به سن تکلیف نرسیده بود اهل نماز بود و برای پدر و مادر خویش احترام ویژه‌ای قائل بود. او علاقه ی عجیبی به شخصیت امام(ره) داشت و می گفت: “هرچه امام اراده کنند همان را انجام خواهم داد و من تسلیم او هستم”. حسینِ فهمیده ی داستان ما برای دفاع از کشورمان رفتنی را آغاز کرد، او نوجوانی اهل قم بود که در حوادث کردستان حضور پیدا کرد ولی به خاطر کمی سن‌اش برگردانده شد، سپس با شروع جنگ عراق در جبهه حاضر شده و با نشان دادن استعداد و قابلیت حضور در جبهه, اجازه ی ماندن در آنجا را گرفت. حتی طی ملاقاتی که با یکی از دوستانش که در بیمارستان بستری بود سخن از تکلیف الهی خود بر زبان می آورد و ضمن خداحافظی با او آماده ی رفتن به جبهه شد. او یک بار زخمی شده و به بیمارستان منتقل می شود و پس از بهبودی بار دیگر به خط مقدم رفته و در خرمشهر تعدادی از تانک‌های عراقی که رزمندگان ایرانی را محاصره کرده بودند را منهدم می کند و خود نیز به شهادت می رسد؛ دشمنان با این کار او روحیه ی خود را می بازند و با سرعت هرچه تمام‌تر تانک‌ها را رها کرده و پا به فرار می گذارند، در نتیجه حلقه ی محاصره شکسته می شود. او درس شجاعت، مقاومت، وفاداری و فداکاری را به بزرگ و کوچک آموخت و جان شیرین خود را فدا کرد و این جان برکت و بیداری داشت چون در راه خدا بود و هشتم آبان به افتخار او به عنوان روز بسیج دانش‌آموزی و همچنین روز سیزده آبان به عنوان روز دانش‌آموز نامگذاری شد

حسین فهمیده ها هنوز هم هستند, همان ها که نگذاشتند نام و یاد حسین فهمیده از کتاب های درسی برای همیشه خط بخورد

حسین فهمیده ها هنوز هم هستند مانند علی لندی نوجوان ۱۴ ساله که در یک حادثه ی آتش‌سوزی در خانه ی یکی از همسایگان اقوامش در ایذه، جان دو زن سالمند را نجات داد اما خودش رخت از این جهان بست

و…

فداکاری رمز کار آنهاست و فداکاری از چه چیز می آید؟ از وفاداری، اگر واقعا وفادار باشیم فداکار هم می شویم، وفادار به کرامت انسانی مان، به آزادگی، به خانواده، به انسانیت، به کشورمان و خیلی چیزهای خوب دیگر که مفهومی ارزشی و الهی دارند که باید در مورد آنها دانش و علم داشته باشیم تا دانا و فهیم هم باشیم

اما چند فیلم جذاب از آنها ساخته شده تا به جای فیلم های هالیوودی با قهرمان های خیالی به چشم و گوش های امروزی پسند ما برسد؟، ۳۰۰ هزار شهید، ۳۰۰ هزار داستان دیدنی، خواندنی و شنیدنی که باید به زیبایی با توجه به امکانات و ابزار امروزی در هر قالبی شرح داده شوند تا افراد فهمیده و قهرمان کشور به خوبی شناخته شوند تا راه و روش آنها ادامه داشته باشد

افراد فهمیده دیگر چه کسانی؟ خیلی ها، تعداد آنها خیلی زیاد است، فقط بر اساس مناسبت های تقویم چند نمونه ی دیگر را با هم می شناسیم

حضرت عبدالعظیم(ع) یکی دیگر از آن افراد فهمیده بود، یکی از چهره های شاخص اصحاب ائمه(ع) که در شمار اصحاب امام رضا(ع) تا امام هادی(ع) بود و مورد توجه فراوان ایشان قرار گرفته بود. ایشان فردی پرهیزگار و اندیشمند بود و از ائمه ی اطهار(ع) به طور مستقیم نقل حدیث کرده است و از اکابر محدثین و اعاظم علما و زُهّاد و عُبّاد بود که نسب پاک وی با پنج واسطه به امام حسن مجتبی(ع) می رسد. دوران عمر بابرکت حضرت عبدالعظیم(ع) با سه امام همراه بود و افتخار همنشینی در مکتب امامانِ رضا، جواد و هادی(ع) را داشت و از زمان جوانی تا پایان زندگانی شریف خود در راه نشر و اعلان سخن آنان تلاش کرد

آیت الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی که یکی از فقها و مراجع تقلید بود و اولین شهید محراب که به شهادت رسید. در آن دوران تاریک تنها خورشید, حوزه ی علمیه ی قم بود که با تابش نور امید، دل‌های پرسوز اهل ایمان را به روز روشن نوید می‌داد. طلبه ی جوان, سید محمدعلی قاضی در پی همچو خورشیدی می‌گشت تا در روشنایی آن به گام‌های استوار خود سرعت بیشتری بدهد. حضرت امام خمینی(ره) در آن موقع از برجسته‌ترین اساتید حوزه ی علمیه ی قم بود و در رشته ی فلسفه دو کتاب مهم به نام های “شرح منظومه” و “اسفار” را تدریس می‌کرد. تبحر علمی و روش جالب تدریس و همچنین خصوصیات ارزشمند اخلاقی و منش‌های والای روحی امام باعث شده بود که حوزه ی تدریس ایشان پرجمعیت‌ترین درس حوزه باشد. سید محمدعلی قاضی با شور و شوق وصف‌ناپذیری در این دو درس امام شرکت داشت و از همان زمان رابطه ی نزدیک و پیوند عمیقی بین او و رهبر کبیر انقلاب برقرار شد. وی ضمن استفاده‌های علمی, با بهره جویی از افکار بلند استادش به تلاش و کوشش جهت دست یابی به آرمان‌های مقدس انقلاب اسلامی پرداخت. در سن ۴۲ سالگی بنا به علل ناگواری ناگزیر شد حرم جد بزرگوارش را ترک نموده و با کوله‌باری از علم و دانش و معرفت به سوی زادگاه خود شهر مجاهدپرور تبریز رهسپار شود تا به وظایف سنگین خود در جهت اشاعه ی فرهنگی غنی و پویای آیین حیات بخش اسلام بپردازد، همان خدمات ارزنده‌ای که نتایج سودمندش در انقلاب شکوهمند اسلامی کشورمان نمایان شد. آیت الله قاضی از جمله قلم بدستان پرکاری بود که در طول عمر خود با تلاش گسترده و نیتی خالصانه توانست تحقیقات ارزنده‌ای را با بیانی رسا و قلمی شیوا و نثری استوار به جهان وسیع فرهنگ اسلامی عرضه کند. کار تحقیقاتی و نویسندگی آن بزرگوار از دو جهت حائز اهمیت است، یکی نوشتن کتاب‌های مستقل در رشته‌های مختلف که مورد نیاز بود و تألیفی صورت نگرفته بود و دیگری با تعلیقه*آنچه حاشیه کتاب می نویسند* و تصحیح و مقدمه‌نویسی بر آثار گرانقدر دیگر دانشمندان و چاپ مجدد آنها, افکار بلند و ارزشمند آنان را احیاء کرد

امام خمینی(ره) این هفته در مناسبت های تقویمی کجا بود؟ به ترکیه تبعید شدند و نوای این سخنشان با حرکت هواپیما مثل باد در هوا پیچید: “من برای دفاع از وطنم تبعید شدم”

چه مسیرهای دشواری! اما مسیر دشوار برای هدفی درست ارزشش را دارد و مسیر درست با فهمیده بودن که از سلامت روح و آگاهی و دانشی درست می آید و پیدا می شود تا در آن قدم گذاشت و آن را ادامه داد که بعد وفاداری را به دنبال دارد و سپس فداکاری را

وفاداری و فداکاری آزمون هایی هستند برای سنجش ما به کرامت انسانی، آزادگی، خانواده، انسانیت، تعهد به ارزش ها، ایمان و استقامت در مسیر درست

برای اینکه مثل افراد به معنای واقعی بزرگ فهمیده شویم باید سر یک سری مسائل با کسی شوخی نداشته باشیم، اجازه ندهیم برخی احساساتمان را بازیچه ی خودشان کنند و از آن ور آب برایمان تعیین تکلیف کنند؛ دفتر تاریخ تاریکشان را نگاه کنیم دیگر جا برای نوشتن ندارد، آنها حتی می خواهند غم و اندوه را به جان کشورمان بیندازند و ما را نا امید کنند، نشاط و پویایی و سرزندگی ما را هم با هر فرهنگ، قومیت، آداب و رسوم، سبک زندگی، افکار و عقاید، رفتار و خلقیات و سلیقه ای که داریم از ما بگیرند و ما را از هم بیزار کنند و همزیستی مسالمت‏ آمیزمان را خدشه دار کنند که وقتی همدیگر را در هر کجا با هر دیدگاه و سلیقه ای می بینیم با اینکه هدف نهایی همه ی ما یکی است*رسیدن به موفقیت، خوشبختی، سعادت و کمال و پیشرفت کشورمان* از چند کوچه آن طرف تر از هم عبور کنیم به جای اینکه با هم برویم و در مسیر با هم گپ و گفت داشته باشیم. هدف نهایی آنها چیست؟ استعمار و غارت و وابستگی و عقب افتادگی معنوی و پیشرفت های عمیق علمی, کاری که با کشورهای دیگر هم کرده اند و باز هنوز هم آزادی شان را به ما تعارف می کنند و نمی دانند اینجا به اندازه ی کافی از نوع درستش داریم و بسیاری منتظر آزادی دیگری هستند که فرزند امام حسن عسکری(ع) بیاید و آن را بیاورد که صاحب زمان است

اما ما باید چه کنیم؟ باید از حسین فهمیده الهام بگیریم و وفادار و فداکار باشیم، هر جا دیدیم تانک و یا تانک هایی وارد ذهنمان شدند و یا در ذهنمان در حال لانه ساختن بودند هر که بودیم و هر سلیقه ای که داشتیم, اول آزاداندیشانه بیندیشیم، سپس آن را با آزادگی و یا با ایمان خود به روشی درست در ذهنمان تسخیر و منهدم کنیم و به آنها بفهمانیم ”دل به دریا زدگان خنده به سیلاب زنند/ فاضل نظری” و این است امروز پدافند غیر عامل مورد نیازمان که باید در ذهنمان همیشه فعال باشد و سلامت روح و دل و فهمیده بودن مان نقش مهمی در این مورد دارند

ببین عزیز! حقیقتا کشورمان خیلی مظلوم است، بزرگان فرهنگ و هنر و دین و علمش نیز همینطور، کسانی که از این خاک دفاع می کنند نیز، همگی آنها مخلصند یعنی به معنای واقعی ادعایی نداشته اند و ندارند، به ده ها دلیل شناخته شده نیستند به خاطر همین رشادت هایشان دیده نمی شود و ما فکر می کنیم این کشور روی هوا تا به اینجا رسیده است و پیشرفت هایی داشته و امنیت دارد، نه، آنها مثل من تازه به دوران رسیده با بسیاری برچسب های دیگر اهل خودنمایی نبوده اند و نیستند، پس باید قدرشان را بدانیم که عزت و سرافرازی این کشور از آنهاست

اما چگونه؟ باید برخی موضوعات را بفهمیم, انصاف و منطق داشته باشیم تا راه را گم نکنیم. باید به این موضوع بیندیشیم چرا احساسات برخی بیشتر به سمت یک سری موضوعات مورد توجه ی پمپاژ خبری آن سمت آب است؟ چرا به کسانی که در راه سربلندی کشور بودند و هستند احساسات برخی فعال نیست؟ چرا خانواده ی شهدای با نام و گمنام و هنوز پیدا نشده, در سرزمین احساسات برخی نیستند؟ که می داند در دل آنها چه می گذرد؟ وقتی عکس عزیزشان را می بینند، وقتی یاد او می کنند؛ مگر آنها دل ندارند؟ رو نمی کنند چون با خداوند معامله کرده اند و توقعی از کسی ندارند اما خب پس ما چه؟ آنها انتظاری از تشکر ندارند فقط به وقار و متانت و راه درستشان احترام گذاشته شود برایشان کافی است

کدام از ما متوجه هستیم وقتی یکی برای دفاع از این مرز و بوم از درگاه ورودی خانه اش بیرون می رود و خم می شود تا بند کفش هایش را ببندد چه در دل خود، پدر، مادر و همسر و فرزندانش می گذرد و آنها چه دلشوره ی مقدسی دارند؟ فکر و احساسات ما اینجاها کجاست!؟، حال روحمان در این موضوعات چطور است؟ حسی هست؟ چشمه ای از چشممان جاری می شود که نشان از صفای روح و دل بیدار باشد؟ 

بُعدی از زندگی اجتماعی مان توجه به این موضوعات است وگرنه موفقیت و خوشبختیِ فقط مربوط به خودمان خودهاییست، یک آدم مادی همان چیزیست که غایت استکبار و سردمداران غرب می خواهند و بدون توجه به سلامت روح و موضوعات معنوی و توجه نداشتن درست به امور اجتماعی رشد درونی ما اتفاق نمی افتد و برای این رشد وفاداری و فداکاری شرط لازم است که این دو ارزش های مهمی در ابعاد مختلف زندگی مان هستند که می توان آنها را از بزرگان واقعی آموخت، مهم هم نیست آنها چه سنی دارند

طیف مخاطبین مأموریت+ وسیع و با هر نوع فرهنگ و سلیقه ای است، همه اینجا هستیم تا آزاداندیشانه بیاموزیم و موضوعاتی که در زندگی مهم هستند را یاد بگیریم تا در ابعاد مختلف, زندگی غنی داشته باشیم نه اینکه چهار تا مطلب ترجمه شده یا کار بر روی سئو شده گذاشته شوند و بعد پکیج اینترنتی فروخته شود یا مثل خیلی سایت های دیگر تبلیغات محصولاتی بشود، نخیر. برای ما هیچ فرقی ندارد چه کسی حرف درست می زند و جهت قطب نمای حرف حق کدام سمت است, مرتبط و مفید باشد برای رشد و موفقیت ما در ابعاد مختلف زندگی مان از او گفته می شود و در نوشتن مقالات اولویت هم تا جای ممکن مناسبت های تقویمی هفته ای که پشت سر گذاشته ایم است

مطالبی که گفته شد باید در تاروپود زندگی مان باشد نه فقط مناسبتی باشد و تمام، توجه به این موضوعات در زندگی ما را به تعالی می رساند و همه ی ما دانش آموخته ی همیشگی مدرسه ی زندگی هستیم

افتخار ما زمانی است که به یاری خدا کشورمان همچنان در اوج قله ها باشد، مشکلات و مسائل باقی‌مانده حل شوند، همه در کنار هم به خوبی و خوشی قهرمانانه زندگی کنیم و مثل امروز همیشه گُل کاشته شود/ هفته و زندگی مان پُر از وفاداری و فداکاری.

۱۴۰۱/۸/۱۳

منبع:

مأموریت+/ مقالات محمد کارگر مزرعه ملا

کمپین"دست های مهربان" سایت مأموریت+.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *