نظرات و جملات تأمل برانگیز در مورد پوشش مناسب، حجاب و اسلام

در این بخش برخی از نظرات و جملات افراد مختلف از سراسر جهان در مورد پوشش مناسب، حجاب و اسلام قرار گرفته شده اند که می تواند برای افراد کنجکاو و علاقه مند به پوشش مناسب و حجاب و اسلام مفید باشند.

نامه ی “جواَنا فرانسیس- نویسنده و روزنامه نگار از کشور آمریکا” به دختران و زنان لبنان که به نوعی خطاب به همه ی دختران و زنان کشورهای مسلمان و آزادگان و مسلمانان سراسر جهان می باشد

حجاب و لباس های عفیفانه پُرجاذبه تر از هر مُد غربی است زیرا زن را به صورت اسرارآمیزی می پوشانند و عزت نفس و اعتماد به نفس او را جلوه می دهند

در میان تهاجمات اسرائیل در لبنان و جنگ ترور صهیونیست‌ها، اکنون مسائل جهانی به موضوع اصلی خانواده‌های آمریکایی بدل شده است. من کشتار، مرگ و نابودی را که در لبنان اتفاق افتاده می بینم، اما من چیز دیگری را هم می بینم، من تو را می بینم. من نمی توانم کمکی بکنم اما می ببینم که تقریبا هر زنی, بچه ای بغل کرده یا اطراف او بچه هایی هستند. می بینم هرچند آنها پوششی محجوبانه دارند لیکن هنوز زیباییشان می درخشد، اما این فقط زیبایی بیرونی نیست که متوجه آن می شوم، من چیزی عجیب در درون خود احساس می کنم، غبطه می خورم، اما نمی توانم چیزی بگویم؛ فقط قدرت، زیبایی، عفت و بیش از همه رضایت و شادی تو را تحسین می کنم. آری، عجیب است اما به ذهن من خطور می کند که تو هر چند تحت بمباران اما از ما خوشحال تری چراکه تو هنوز زندگی طبیعی یک زن را داری، شیوه ای که زنان از ابتدا همواره چنین زندگی می کردند. در غرب هم تا دهه ی ۱۹۶۰ اینچنین معمول بود تا اینکه به وسیله ی دشمنی مشترک بمباران شدیم، اما ما با مهمات واقعی بمباران نشدیم بلکه با فساد اخلاقی و نیرنگ آلود و زیرکانه از طریق وسوسه بمباران شدیم. آنها به جای استفاده از بمب افکن ها و جنگنده های آمریکایی ما را از هالیوود بمباران کردند. آنها می خواهند بعد از آنکه از بمباران زیرساخت های کشورهای شما فارغ شدند شما را نیز اینگونه بمباران کنند. نمی خواهم این برای تو هم اتفاق بیفتد؛ تو هم احساس خفّت خواهی کرد همانطور که ما می کنیم. تو می توانی از این بمباران ها دوری کنی اگر لطف کنی و به ما که از نفوذ شیطانی آنها تلفات جدی داده ایم گوش کنی، برای اینکه هر چیزی که از هالیوود می بینی مشتی دروغ است، تحریف است، نیرنگی ماهرانه است؛ آنها روابط نا مشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می دهند برای اینکه هدف آنها انهدام اساس اخلاق جوامعی است که تشعشعات و امواج برنامه های سمّی شان را به آنان مخابره می کنند، ملتمسانه از تو می خواهم سم آنها را نخوری. وقتی که از آن خوردی هیچ پادزهری برای آن نیست، ممکن است نسبتاً بهبود بیابی اما هرگز همچون قبل نخواهی شد. بهتر است کاملاً از این سم دوری کنی تا اینکه به دنبال شفا از آسیب هایی که به وجود می آورد باشی. آنها سعی دارند با فیلم ها و نماهنگ های شهوت انگیز به دروغ ما زنان آمریکایی را شاد و راضی نشان دهند, مفتخر به لباس پوشیدن چون هرزه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده و تو را اینچنین وسوسه می کنند. اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن، میلیون ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می کنیم، از شغل هایمان متنفریم و شب ها به خاطر مردانی که می گفتند دوستمان دارند ولی حریصانه از ما سوءاستفاده می کنند و می روند گریه می کنیم. آنها می خواهند خانواده های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید. آنها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی، مادری, به عنوان نفرین و با جلوه دادن با حیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و اُمُلی چنین می کنند. آنها می خواهند خودت ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی. آنها مانند شیطانی هستند که آدم و حوا را فریب دادند، تو فریب نخور، برای خودت ارزش قائل باش. من تو را به عنوان گوهر گران قیمت، طلای ناب، یا مروارید گران بها می بینم (برگرفته از انجیل متی ۱۳ :۴۵). همه ی زنان مرواریدهای گران بهایی هستند اما برخی از ما در مورد ارزش پاکدامنی مان فریب خوردیم. عیسی(ع) گفت: “آنچه مقدس است به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوک وحشی نیندازید مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته شما را بدرند (متی فصل ۷ عبارت ۶)”. مرواریدهای وجودیمان بسیار گران بها هستند اما آنها می خواهند به ما بقبولانند که بی ارزشند ولی باورم کن هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید. مُدهایی که از زیر دست خیاطان غربی بیرون می آیند برای این طراحی می شوند که به تو بقبولاند که ارزشمندترین سرمایه ی تو جذابیت جسمی توست اما لباس های عفیف تو و حجاب تو در واقع پرجاذبه تر از هر مُد غربی است برای اینکه آنها تو را به صورت اسرارآمیزی پوشانده اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می دهند. جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آنقدر دوست دارد و برایت احترام قائل است که با تو ازدواج می کند و از آنجا که مردان شما مرد هستند و با غیرت و دلاور، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست. مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی خواهند، آنها دُرّ گران بها را درک نمی کنند، آنها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می کنند تا آن را نیز پس از سوءاستفاده رها کنند. گوهربارترین سرمایه های تو زیبایی درونی ات، نجابتت و آن چیزیست که تو را تو کرده است، اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می کنند و حتی در حین حجابشان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی ها شوند (پوشش های نامناسب، آرایش بسیار غلیظ، خودنمایی و…). چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفت و پاکدامنی ازدست رفته شان پشیمانند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟ هیچ جبرانی برای آن از دست رفته نیست. شما الماس های بی عیب هستید، نگذارید آنها شما را بفریبند و تبدیل به سنگ بدلی شوید زیرا که هر آنچه شما در مجلات مُد و تلویزیون های غرب می بینید دروغ است، این دام شیطان است، طلا نمای ابلهان است. می خواهم تو را به اعماق قلبم راه دهم و سرّی را با تو در میان گذارم احیاناً اگر کنجکاوی؛ ارتباط نامشروع قبل از ازدواج چندان هم جالب نیست، ما جسم مان را به مردانی دادیم که عاشقشان بودیم، فکر می کردیم این راهی است تا آنها نیز عاشقمان شوند و با ما ازدواج کنند همانطوری که همیشه در تلویزیون دیده بودیم اما بدون امنیت ازدواج و علم قطعی به اینکه او همیشه با ما خواهد بود حتی لذت بخش هم نیست، چنین است مسخرگی و وارونگی آن، فقط یک هدر رفتن است، تو می مانی و اشکهایت. به عنوان یک زن که با زن دیگر صحبت می کند، باور دارم که تو این را فهمیدی برای اینکه فقط یک زن می تواند حقیقتا بفهمد در قلب زن دیگر چیست. حقیقتاً ما همه شبیه یکدیگریم, علی‌رغم نژاد، دین و ملیتمان، قلب یک زن همه جا یک شکل است؛ ما عشق می ورزیم، این کاری است که به بهترین وجه انجام می دهیم، ما خانواده هایمان را پرورش می دهیم و به مردی که دوستش داریم آرامش و قدرت می دهیم اما ما زنان آمریکایی فریب خورده ایم در این باور که ما سعادتمندترین هستیم چون شغل داریم، خانه هایی شخصی داریم که می توانیم در آن تنها زندگی کنیم و آزادی که عشق خود را نثار هر کس که می خواهیم کنیم، این آزادی نیست و آن عشق نیست؛ فقط در پناهگاه امن ازدواج است که جسم و قلب یک زن می تواند برای عشق ورزیدن احساس امنیت کند، به چیزی کمتر از این تن نده ارزش ندارد، تو حتی آن را دوست نخواهی داشت و پس از آن حتی خودت را هم کمتر دوست خواهی داشت، سپس او نیز تو را ترک خواهد کرد. گناه هرگز فایده ای ندارد، همیشه تو را فریب می دهد؛ هرچند شرافت و کرامتم را باز پس گرفته ام اما هنوز هیچ چیزی جای اینکه شرافتم را از اول نمی دادم, نمی گیرد. ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان مورد ظلم واقع شدید اما در حقیقت این ماییم که مورد ظلم واقع شده ایم، برده ی مُدهایی هستیم که پستمان می کند، نسبت به وزن و انداممان عُقده ای شده ایم و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد فکری یابند و مسئولیت پذیر باشند. در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است. ما مخفیانه تو را تحسین می کنیم و به تو رشک می ورزیم، با وجود اینکه برخی از ما آن را اقرار نمی کنیم. خواهش می کنم به دیده ی تحقیر به ما نگاه نکنید یا فکر نکنید ما این چیزها را اینگونه که هست دوست داریم، این تقصیر ما نیست. اکثر ما پدرانی نداشتیم تا وقتی نوجوان بودیم از ما حمایت کنند چون خانواده های ما متلاشی شده اند؛ تو می دانی چه کسی پشت این نقشه است. خواهران من، گول نخورید، نگذارید شما را هم بگیرند. پاک و با نجابت بمانید. ما زنان مسیحی حقیقتاً نیاز داریم ببینیم زندگی زنان چگونه باید باشد؛ به تو نیاز داریم تا برای ما الگویی باشی برای اینکه ما گمشده ایم. پاکی ات را نگه دار. به خاطر داشته باش آب ریخته شده را نمی توان جمع کرد، پس با دقت محافظت کن. امیدوارم این نصیحت را با همان روحیه ای که نیت شده بود دریافت کنی: “روحیه دوستی، احترام و تحسین”. با محبت از طرف خواهر مسیحیت “جواَنا فرانسیس” نویسنده و روزنامه نگار- ایالات متحده آمریکا

– – –

آنا جوانا مالو دوروتو

حجاب برای من پرچم مبارزه است، مبارزه با نگاه ابزاری به زن؛ زن یک موجود محترم است و به خاطر شخصیت و انسانیتش باید به او ارزش گذاشت و محترم شمرد

آنا جوانا مالو دوروتو یک مسیحی کاتولیک در ایتالیا به واسطه ی ازدواج با یک همسر مسلمان ایرانی به اسلام پیوست. او خلاء درونی که در وجود خود داشت را علت اصلی گرایش به اسلام دانست و عامل اصلی در شناخت و مسلمان شدن را همسرش بیان کرد. وی صحبت‌های خود را اینگونه آغاز کرد: “در کشورهای غربی انسان‌ها ارزش‌های انسانی‌شان را از دست می‌دهند و شبیه ربات می‌شود. من نمی‌توانستم ربات شوم. شاید شما فقط افرادی مانند ما را بینید که این خلأ درونی را حس کردند و در جست‌وجوی رفع آن بودند اما مانند من میلیون‌ها انسان در سراسر جهان هستند که شاید راه را نمی‌شناسند یا ابزار آن را پیدا نمی‌کنند”. این تازه مسلمان ایتالیایی در ادامه سخنان خود گفت: “عاشق اسلام شدن کار آسانی است اما بر عکسش سخت است زیرا آنقدر اسلام عمیق است و مفاهیم‌اش با ارزش است که نمی‌توان از اسلام جدا شد”

وی تأثیرگذارترین کتاب درباره ی اسلام را کتاب “اسلام شناسی” علامه طباطبایی عنوان کرد که از طرف همسرش معرفی شده بود و گفت: “این کتاب همه چیز را برایم روشن کرد و برداشتم از اسلام بعد از خواندن این کتاب بسیار تغییر کرد و عمیق‌تر شد. از وقتی با اسلام آشنا شدم زندگی‌ام رنگ و بوی دیگری گرفت. اسلام برای من مقصد نبود بلکه نقطه ی عطف و آغاز سفر است؛ من هنوز به جایی نرسیدم و تازه سفرم آغاز شده است”. مالو دوروتو درباره ی روند مسلمان شدن در ایتالیا گفت: “علی رغم تبلیغات بسیار منفی که برضد اسلام در ایتالیا وجود دارد, روز به روز به تعداد مسلمانان اضافه می‌شود، اسلام دینی است که هرکس در کنار او زندگی کند از آن بهره‌مند خواهد شد. اسلام مانند یک روند مسری است و نمی‌شود با یک مسلمان و در کنار او زندگی کرد و مسلمان نشد”

وقتی درباره ی شهید “ادواردو آنیلی” از مالو دوروتو سوال شد, گفت: “شاید تعجب کنید اما من با شخصیت شهید آنیلی در ایران آشنا شدم. در زمانی که ایتالیا بودم درباره ی ادواردو آنیلی تنها چیزی که می دانستم این بود که او از ثروتمندترین خانواده‌های ایتالیایی است و این به خاطر سانسورهای خاصی بود که درباره ی اسلام و همچنین شخص او وجود داشت و بعد از اینکه به ایران آمدم متوجه شدم که او شیعه بوده و این باعث تعجب من شد. او به خاطر اسلام از ثروت افسانه‌ای خانوادگی‌اش چشم پوشید”

آنا جوانا مالو دوروتو همچنین از جوانان ایرانی و کسانی که اهل قلم هستند درخواست کرد که درباره ی شهید آنیلی مطلب بنویسند و او را به جهان معرفی کنند. وی همچنین توصیه‌ای به جوانان ایرانی کرد و گفت: “از انقلاب اسلامی فاصله نگیرید؛ من شدیدا ناراحت می‌شوم وقتی می‌شنوم برخی می‌گویند این انقلاب ما نبود و ما آن را نمی‌خواستیم. انقلاب ۱۹۷۹*انقلاب اسلامی ایران ۱۳۵۷* ارزشمندترین چیز برای جوانان ایرانی است”

مالو دوروتو درباره ی پوشش و حجاب تصریح کرد: “در این مدت ۱۵ سال که مسلمان شدم همواره لباس مناسب داشتم اما محجبه شدن و روسری سر کردن خیلی برایم سخت بود و دو سال است که محجبه شده‌ام زیرا به اعتقاد من وقتی کسی در کشور غیر مسلمان و غربی محجبه می‌شود تفاوت خود با دیگران را رسماً اعلام می‌کند. حجاب برای خانم‌ها یک ایثار است و رعایت آن نیاز به درک بالا دارد اما حجاب برای من تنها یک انتخاب مذهبی و ایدئولوژی نیست بلکه موضعی سیاسی است تا بگویم من ابزار نیستم؛ حجاب برای من پرچم مبارزه است، مبارزه با نگاه ابزاری به زن، زن یک موجود محترم است و به خاطر شخصیت و انسانیتش باید به او ارزش گذاشت و محترم شمرد”. او درباره ی مشکلاتش در خصوص حجاب گفت: “برای یک زن مسلمان همیشه مشکلاتی وجود دارد هر جا که باشد؛ من در ایتالیا با این مشکل مواجه هستم که همواره روسری‌ام را می‌کشند یا می‌گوید زشت شدی، گرم‌ات نمی‌شود و…. و در ایران هم می‌گویند این چه وضعی است، چرا چادر نمی‌پوشی؟”. مالو دوروتو در پاسخ به سوال یکی از حاضرین مبنی بر اینکه تاکنون از انتخاب این دین خسته نشدید, گفت: “هرگز خسته و پشیمان نشدم. الگوهای من امام حسین(ع)، امام علی(ع) و پیغمبر(ص) هستند و این دین و آموزه‌هایش انقدر بزرگ هستند که همیشه مرا مجذوب می‌کنند”

آنا جوانا مالو دوروتو تازه مسلمان از ایتالیا در پایان به انتظار فرج و تأثیر آن در زندگی مسلمانان اشاره کرد و گفت: “جوانان ایرانی هم امید دارند و هم افتخار درحالی که جوانان غرب از این نعمت محروم هستند؛ انتظار برای امام مهدی(عج) یعنی امید به آینده و این چیزی است که در غرب وجود ندارد و جامعه ی غرب به خصوص جوانان در گردابی قرار دارند که نمی‌توانند از آن فرار کنند. بزرگترین ثروت شیعه همین امید و انتظار است”

– – –

جولیانو آماتو- وزیر پیشین کشور ایتالیا

حجاب اسلامی یک محافظت کننده برای زنان است

جولیانو آماتو وزیر کشور ایتالیا در مراسمی با عنوان “زن و جامعه” که از سوی شورای جوانان برای جمع گرایی مذهبی و فرهنگی برگزار شده بود، حجاب اسلامی را یک محافظت کننده برای زنان خواند. روزنامه ی ایتالیایی “کوریره دلاسرا” نوشت: “آماتو از لباس اسلامی برای زنان و حجاب دفاع کرد. وی گفت: ایتالیا در حال تبدیل شدن به کشوری است که در آن یک زن یا یک تصویر زیبا است و یا هیچ است و این شرم آور است”. وزیر کشور ایتالیا ضمن انتقاد شدید از این پدیده افزود: “این مسئله که در ایتالیا نیاز به یک قانون برای یادآوری این اصل باشد که زن یک انسان قابل احترام است و نه بدنی که تنها باید به آن نگاه شود و یا بدتر, شرم آور است. ما در سنت اسلامی برای پوشش زنان تنها تابعیت آنها را می بینیم اما برعکس این سنت تأثیری مثبت در حیثیت و احترام آنها دارد. در این روزها در حال تهیه بودجه ای ۳ میلیون یورویی هستیم تا یک سری اقدامات مانند ایجاد یک سازمان نظارت ملی علیه تجاوز و نامنی و حمایت از سیاست های آموزشی که فرهنگ احترام را ترویج دهد انجام شود”

– – –

سر آلفرد جوزف هیچکاک- فیلم‌ساز

من معتقدم که زن هم باید مثل فیلمی پرهیجان و پرآنتریک باشد، بدین‏ معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد و برای کشف خود مرد را به نیروی‏ تخیل و تصور زیادتری وادارد

آلفرد هیچکاک که کارگردان می باشد و از تأثیرگذارترین چهره‌ها در تاریخ سینما است به ماهیت کارش درباره ی زنان تجربه ی فراوانی دارد به نقل از مجله ی زنِ روز، شماره ۱۳۰، صفحه ۳۱ می گوید: “زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و نقاب و روی بندی که به کار می بردند خود به خود جذاب می نمودند و همین مسأله جاذبه ی نیرومندی بدان ها می داد اما به تدریج با تلاشی که زنان این کشورها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می دهند، حجاب و پوششی که تا دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود از میان می رود و همراه آن از جاذبه جنسی او هم کاسته می شود”

مجله ی زنِ روز، شماره ۱۱۶، صفحه ۲۱ از آلفرد هیچکاک نقل می کند: “من معتقدم که زن هم باید مثل فیلمی پرهیجان و پر آنتریک باشد، بدین معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد و برای کشف خود مرد را به نیروی تخیل و تصور زیادتری وادارد

باید زنان پیوسته بر همین شیوه رفتار کنند، یعنی کمتر ماهیت خود را نشان دهند و بگذارند مرد برای کشف آنها بیشتر به خود زحمت دهد”

این قسمت دوم در ورقه “زن- تأثیر زن در مرد از راه اسرارآمیز کردن خود” نیز نقل شده است

او در جایی دیگر گفته است: “برهنگی جنسی و خشونت علیه زنان به آرامی رشد می کنند و هم دامن بازیگران زن را می گرید و هم زنانی که تماشگر اینگونه فیلم ها هستند”

– – –

از لحاظ هنر, مایه تأسف است که به آسانی بتوان به زنان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زن دشوار باشد بدون آنکه غیرممکن گردد. بدیهی است وقتی اجازه دادیم هر کاری آزاد باشد، آزار جنسی، مزاحمت ها و تجاوز به عنف هم افزایش پیدا می کند، جامعه ای که علیه شرم و حیا اعلام جنگ کرده دشمن زنان است/ برتراند راسل- فیلسوف انگلیسی

– – –

خود را، دیگران را و جهان را به چالش بکشید

ایده ی نمایشگاه مُد ناب عفیفانه در سال ۱۹۹۹ شکل گرفت. این طرح برای نخستین بار توسط برخی از مادران در سراسر آمریکا اجرا شد که دختران آنها عضو یک گروه متشکل از دختران کاتولیک به نام “کلوپ های جنجال برانگیز” بودند. شعار آنها “خود را، دیگران را و جهان را به چالش بکشید” بود. طرح مُد ناب بر مبنای اصول مذهب کاتولیک پایه گذاری شده است اما یک هدف کلی را دنبال می کند و آن اینکه دختران ۱۰ تا ۱۸ ساله هدایت این جریان را به دست گیرند

آدری یکی از دختران گروه مُد ناب در فرت وین می باشد که معتقد است چیزهایی که مُد می شود مانع از بروز هویت افراد می گردد. او گفته است: “با این چیزهای*لباس های* نامناسب توجه مردم را به سمت ظاهر خود می بریم به جای اینکه نشان دهیم در باطن چگونه هستیم. فکر می کنم خیلی بهتر باشد لباس عفیف بپوشیم تا حواس مردم پرت نشود و از شخصیت واقعی ما غافل نشوند”

نظر رابین- دختری آمریکایی هم این است که: “کسی که لباس های تحریک کننده نمی پوشد درواقع اجازه نمی دهد شخصیتش براساس معیارهای ظاهری و مادی تعریف شود”

استیسی- دختر آمریکایی دیگری گفته است: “پوشش عفیف به دخترها کمک می کند تا به ارزش خود پی ببرند”

برنامه های مُد ناب ابتدا در زیرزمین های کلیساها و اتاق ملاقات هتل ها برگزار می شد اما امروزه فروشگاه های بزرگ محلی غالبا نمایندگانی به این برنامه ها می فرستند تا ببینند دختران چه چیزی را امروزی و عفیف می دانند. در ضمن در واکنش به مسئله اِلا- دختری که به یک فروشگاه لباس فروشی به نام نردستروم نامه نوشت و از فروشندگان آن خواست لباس های عفیفانه تری بفروشند و هیاهوی رسانه ای که به خاطر آن به راه افتاد، نوردستروم عنوان جدیدی را در سایت خود برای مشتریان نوجوان راه اندازی کرده است به نام “مُدرن و عفیف”

– – –

مگی نویسنده ی مقاله “هنر عفت” در آغاز مقاله ی خود نوشته بود: “به آسانی نمی توان کاری کرد که مردها به عقاید و ارزش های شما توجه کنند اما اگر اجازه ندهید ظاهر شما را زیاد ببینند مجبور می شوند توجه خود را به باطن شما معطوف کنند”. او در ادامه می نویسد: “من دامن های بلند و لباس های دکمه دار و پوشیده بر تن می کنم تا این پیام را به دیگران بدهم که شخصیت من فقط در ظاهرم خلاصه نمی شود. وقتی وارد دبیرستان شدم مقید ماندن به مدل پوشش خود و ارزش های خود واقعا برایم مشکل تر شد. دوستانم را می دیدم که با پوشیدن لباس های بدن نمای خیره کننده توجه ی زیادی را به خود جلب می کردند. من ورزشکار و باهوش بودم، خواننده و بازیگر بودم و ویراستار مجله مدرسه, اما اینها به پای لباس های کوتاه دوستانم نمی رسید. حتی به مجلس رقص سال آخری ها دعوت نشدم اما دیدم چگونه دوستانم که همه چیز خود را در مقابل پسرانی که فقط شیفته جسم آنها شده بودند باختند و بعد این پسران آنها را به حال خود رها کردند و آسیب روحی سختی به آنها وارد کردند. هرچه می گذرد از اینکه معیارهای خود را بالا نگه داشته ام خوشحال تر می شوم”

– – –

مرد فطرتا طالب دختری است که مانند بنفشه محجوب و سلیم الطبع و در عین سادگی و عفاف داری کمال، لطف و دلبری باشد؛ زنی که دارای صفات و ملکات فاضله بوده و نام زن شایسته اوست، هر جا و به هر حالت که باشد مورد تقدیس و احترام مرد واقع می شود/ اوریزان ماروث

– – –

این حرف مردم پسند نیست اما نوع پوشش یک زن جوان بدون اینکه خودش متوجه باشد می تواند او را به یک وسیله ی سرگرمی راه رونده برای مردان تبدیل کند. بسیار دیده ام دختر نوجوانی در ایستگاه اتوبوس یا فروشگاهی ایستاده است و با خوشحالی به جلو نگاه می کند درحالی که یک مرد هفتاد ساله از پشت سر به لباس های بدن نمای او خیره شده است. اگر با این دختر صحبت کنی احتمالا می گوید دارد با پوشش خود شخصیت خود را نشان می دهد اما مردی که پشت سر اوست دقیقا برعکس این را می بیند یعنی اجزای بدن او را که همه ی زنان دیگر هم دارا هستند

چگونه انتظار دارید مردان محترمانه رفتار کنند در حالی که تعداد زیادی از زنان با پوشش و رفتار خود دائماً پیام می فرستند که لازم نیست اینگونه باشند/ وندی شلیت- فارغ التحصیل رشته ی فلسفه از دانشکده ی ویلیانر، نویسنده ی آمریکایی

– – –

زیبایی به نمایش برجستگی های بدن و آرایشی که اضطراب درونی و فقدان اعتماد به نفس را پنهان می کند نیست بلکه بیش از هر چیزی مدیون قدرت تفکر، سلامت جسم و کمال نفس است. چه بسیار دخترانی که به سبب شوق دست‏یابی به نشانه ‏های مقبول زیبایی و زنانگی به اختلالات روانی و اضطرابات گوناگون دچار گردیده ‏اند. گمان و تصور یک دختر این است که زندگی و آینده ‏اش به اندازه ی بینی و یا خمیدگی مژه‏ هایش بستگی دارد تا آنجا که حتی یک میلی‌متر کوتاهی طول مژه نیز می‏ تواند به مسئله ‏ای جدی و بحرانی واقعی در زندگی او تبدیل شود/ نوال السعداوی- نویسنده ی مصری- کتاب چهره ی عریان زن عرب

– – –

حجاب تأیید کننده ی حریم شخصی، انحصار و اهمیت قلمروی خانوادگی است. من از ارزش هایی که حجاب نمایان گر آن است جانبداری می کنم به ویژه اختصاص زنان به همسر آینده و خانواده، شأن و عفت و وقاری که حجاب متضمن آن است/ دکتر هنری مکو- استاد جامعه شناسی و ادبیات انگلیسی در کانادا و آمریکا، متخصص وضعیت زنان در آمریکا

– – –

زنان محجبه معتقدند حجاب آنها را ناظر بر دیگران می کند و نه بالعکس و آنها را از تحمیل های صنعت مُد و فشارهای افسانه ی زیبا بودن آزاد می کند و البته دلیل اصلی مسلمانان فراتر از همه اینهاست و آن وظیفه ی شرعی آنان است/ هاله افشار- استاد علوم سیاسی دانشگاه یورک و عضو مجلس اعیان بریتانیا

– – –

چارلی چاپلین زمانی در یکی از بخش های نامه ی خود به دخترش نوشته بود: “دخترم، هیچکس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمی توان یافت که شایسته ی آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان کند؛ برهنگی بیماری عصر ماست. به گمان من تن تو باید مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است”

– – –

زن با اینکه به ظاهر درصدد آزادی برآمد ولی در خطر جدیدی قرار گرفت و آن خطر بازیچه قرار گرفتن و وسیله ی هوسرانی های مرد شدن است. مادام که در اجتماع، زن, وجود زن تنها وقف لذت بخشیدن به مرد است، ما همه باید به نام مرد سر از شرم به زیر افکنیم. من ترجیح می دهم که نسل انسان نابود شود تا اینکه بماند و با تبدیل زن یا ظریف ترین مخلوق الهی به یک وسیله ی عیاشی و شهوت رانی مرد از هر حیوانی پست تر گردد. اگر من زن بودم علیه دعوی مرد دائر بر اینکه زن به دنیا آمده تا بازیچه او باشد سخت عصیان می کردم

ای زنان اگر آرایش کردن شما به خاطر جلب شهوت مردهاست از این کار خودداری کنید و زیر بار ننگ چنین خفتی نروید/ ماهاتما گاندی

– – –

با مطالعه ی تاریخ دولت ها، زندگی و رفتار آدم ها به این نتیجه رسیده ایم که رفتار زنان قابل اطمینان ترین و کم خطاترین شاخص برای تعیین میزان پایبندی یک ملت به اخلاقیات و پاکدامنی است. یهودیان، یونانی ها، سوییسی ها و آلمانی ها همگی زمانی هویت ملی و شکل استقلال طلبانه ی دولت هایشان را از دست دادند که پاکدامنی خانوادگی و حجب و حیای زنانشان از دست رفت/ جان آدامز

– – –

می گویند بردگی در اروپا از بین رفته است اما بردگی همچنان ادامه دارد و بر زنان تحمیل می شود و نامش فحشاست/ ویکتور هوگو- داستان‌نویس، شاعر و نمایشنامه‌نویس فرانسوی

– – –

در حقیقت آنچه در سال های اخیر به دست آمد آزادی زیادی زنان نبود بلکه مشروعیت بخشیدن به بی بند و باری مردان بود/ سالی کلاین

– – –

لئو تولستوی- نویسنده و فیلسوف روسی، مسبب ازدیاد طلاق در اروپا را تمدن فاسد و اختلاط جنسی و نبودن حجاب دانسته و گفته است که “زن به واسطه ی معاشرت با مردی که موافق میل اوست از همسر خود روی می گرداند و محبت صادقانه به عنوان اساس رابطه ی خانوادگی در اروپا نادر است”

– – –

جودیت میلر- خبرنگار روزنامه ی نیویورک تایمز در مقاله ی “زنان در آغوش اسلام امنیتی تازه می یابند” با اشاره به گرایش روزافزون زنان مسلمان به حجاب می‌نویسد: “چه چیزی این بازگشت را میسر ساخته است؟ بازگشتی که به معنای واقعی در آزادی‌های شخصی و سیاسی صورت گرفته است؟؛ پاسخ آن در ارمغان ها است که اصول‌گرایان اسلامی به روح و روان جامعه مدرنِ خاورمیانه و به زن و مرد آن تقدیم کرده‌اند. پوشش برای زن این امکان را فراهم ساخته که در شهرهای شلوغ بتواند به راحتی فعالیت کند، از مزاحمت مردان جوانان و نوجوانانی که در جستجوی کار از اطراف کشور به پایتخت سرازیر شده‌اند در امان بماند. این لباس*پوشش مناسب و حجاب* یک پیامی غیر قابل تردید به اطرافیان می‌فرستد؛ حجاب می‌گوید: این زن نجیب است با او کار نداشته باشید و به وی اجازه می‌دهد بدون اینکه مورد آزار جنسی قرار گیرد در اتوبوس‌های شلوغ شهر سوار شود”

– – –

پاکدامنی ضامن بقای مقام پدری مردان برای فرزندانشان می باشد/ دیوید هیوم- فیلسوف دوران روشنگری اسکاتلند

– – –

شبیه شدن زنان به مردان باعث تسلط مردان بر آنها می شود/ ژان ژاک روسو- فیلسوف، نویسنده، آهنگ‌ساز فرانسوی

– – –

حیا یکی از دلفریبی های زن است. زنان بی شرم و حیا جز در موارد زودگذر برای مردان جذاب نیستند/ ویل دورانت- استاد فلسفه و نویسنده آمریکایی

– – –

شارل دو مونتسکیو یکی از اندیشمندان فرانسه در عصر روشنگری در کتاب “روح القوانین” می نویسد: “قوانین طبیعت حکم می کند زن خوددار باشد زیرا مرد با تهور آفریده شده و زن نیروی خودداری بیشتری دارد، بنابراین تضاد بین آنها را می توان با حجاب از بین برد و براساس همین اصل تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند”

– – –

میشل هولباک- نویسنده ی فرانسوی که بسیاری از منتقدان فرانسه او را نژادپرست معرفی می‌کنند گفته بود: “جنگ علیه اسلام گرایی با کشتن مسلمانان فایده‌ای ندارد فقط با فاسد کردن آنها می توان به این پیروزی دست یافت پس باید به جای بمب بر سر مسلمانان دامن‌های کوتاه فرو بریزید”

– – –

محمد علی کِلِی- برترین بوکسور تاریخ که در بیرون از رینگ بکس نیز به عنوان یک فعال مدنی و فردی تأثیرگذار شناخته می شد با الیجا محمد آشنا شد و همین آشنایی باب پیوستن کِلِی به اسلام را به روی او باز کرد. وی که با نام کاسیوس مارسلوس کِلِی شناخته می شد پس از اینکه به اسلام پیوست نام محمد را برای خود برگزید و فامیلی‌اش را به علی تغییر داد تا اسم و فامیل او برای همیشه جلوه‌ای از اسلام داشته باشد. کِلِی زمانی کـه ترامپ به عنوان کاندید ریاست جمهوری مدعی شد ایالات آمریکا باید جلوی ورود مسلمانان به این کشور را بگیرید با انتشار بیانه‌ای رسمی این گفته را نکوهش کرد. همچنین او در مصاحبه ای در پاسخ مجری که از او پرسید: “دامن های کوتاه و شلوارهای تنگ زنانه چه مشکلی دارند؟” پاسخ داد: “به نظر ما این چیزها از اختراعات شما اروپایی هاست. این حیوانات هستند که برجستگی بدنشان پیداست، یک زن هرگز اجازه نمی دهد برجستگی های بدنش پیدا باشد و برجستگی های بدن همسر من, هیچ کس حق ندارد به آن نگاه کند چون این یک تناقض غیر منطقی است. چرا اجازه بدهم به همسر من نگاه کنند؟ او خاص و متعلق به من است، چرا باید اینطور به او نگاه کنند؟؛ چطور می گویی این چه اشکالی دارد؟، چطور همسرت یا کسی که دوستش داری را اینطور رها می کنی؟. هرچیز با ارزشی که الله آفریده آن را در طبیعت پنهان کرده، شما نمی توانید به الماس دست پیدا کنید مگر اینکه چاله حفر کنی و بکنی و بکنی و پس از یافتن آن را تمیزش کنی، غیر از این راهی نداری؛ شما نمی توانی به سادگی به طلا دست پیدا کنی، هر چیز گران قیمتی که الله آفریده راه رسیدن به آن را سخت قرار داده، مثل لولو، یاقوت و نفت که باید حفر کنی تا بهش برسی، آیا همسران ما از الماس و نفت و طلا کم ارزش ترند؟”

– – –

رواج فرهنگ برهنگی نه تنها آن را به صورت عادی و یک چیز بی اهمیت در نمی آورد بلکه عطش روحی را افزایش می دهد/ پلینت روث

– – –

رئیس انستیتو تعلیم و تربیت آلمان می گوید: “حضور مجزای دختران و پسران در کلاس های درس مخصوص در دوره ی ابتدایی می تواند در یادگیری دختران تأثیر بسزایی داشته باشد و در پی تحقیقات انستیتو پژوهشی پلانک آلمان, میل و رغبت دختران برای یادگیری روش مخصوص علوم ریاضی در کلاس های مختلط رضایت بخش نیست”

– – –

دکتر جورج کری- اسقف اعظم انگلیس نسبت به انحطاط اخلاقی در میان جوانان این کشور هشدار داد و از بی توجهی سیستم آموزشی این کشور به دروس مذهبی انتقاد کرد و گفت: “این اعتقادات مذهبی در انگلستان به عنوان یک سرگرمی در افکار عمومی جای گرفته است و برنامه های مذهبی مدارس به عنوان یک بخش اضافه نه اصلی مطرح است” و بعد ایشان خواستار بازگشت به ارزش های مطرح شده در ده فرمان الهی و رعایت بیشتر موازین ارزشمند اخلاقی شد

– – –

مجله ی فایننشال تایمز در مورد یک دختر مصری می نویسد: “مونا یک دختر فارغ التحصیل جوان که در یک بانک خارجی کار می کند علیرغم میل والدین و برادرانش, اخیرا پوشش اسلامی را انتخاب کرده و معتقد است که این نوع لباس به هیچ وجه فعالیت او را مختل نمی کند. او می گوید این نحوه پوشش او را قابل احترام می سازد”

– – –

یک سایت اینترنتی مصری نوشته بود: “داشتن حجاب نشانه ی استقلال یک زن است”

و…

 

گفته های برخی دیگر از افراد مشهور و غیر مشهوری که از سراسر دنیا با کنجکاوی و هوش خود به حجاب و اسلام بله گفته اند و از پوشش مناسب، حجاب و اسلام دفاع کرده اند:

حنان ترک- بازیگر مصری که پس از سال ها حجاب را انتخاب کرد در پاسخ به این سوال که “با حجابت به کجا می خواهی برسی؟” گفت: “مدتی ستاره ی اهل زمین بودم و از خدا می خواهم تا مرا به ستاره ی آسمان ها تبدیل کند”. او افزود: “برای روز قیامت با اطاعت خدا و عمل خیر و کمک به ایتام تلاش خواهم کرد”. حنان همچنین با رد هرگونه پیشنهاد بازیگری بدون حجاب گفت: “۸۰ درصد از مردم مصر محجبه هستند و چه کسی باید اینان را نمایندگی کند؟”

– – –

با حجاب آرامشی استثنائی را تجربه کردم، زنجیرهای مُد و زیبایی پاره شدند و از نگاه شکارچی ها رها شدم. کسانی که مفاهیم کلیشه ای علیه حجاب را می پذیرند نمی دانند چه چیزی را از دست می دهند, اما من تا پای مرگم از حقم برای حجاب دفاع می کنم

اخیرا سارا بوکر- هنر پیشه، مدل و مانکن تازه مسلمان آمریکایی توضیحاتی را درباره ی خود ارائه داده است. او در گفتگویی خود را اینگونه معرفی و علت مسلمان شدنش را اینگونه بیان می کند: من یک زن آمریکایی هستم که در مرکز آمریکا بدنیا آمده ام. من مانند هر دختر دیگری بزرگ شدم با علاقه و تعلق خاطر شدید به زرق و برق زندگی در گران شهرها. در نهایت من به فلوریدا و از آنجا به ساحل جنوبی میامی نقل مکان کردم، یک منطقه ی پرشور برای آنهائی که در جستجوی زندگی پر زرق و برق هستند. طبیعتا من آنچه که یک دختر معمولی غربی انجام می دهد را انجام می دادم. براساس ارزیابی ارزش خودم بر مبنای میزان جلب توجه ی دیگران من به ظاهر و جذابیت و گیرایی خودم توجه داشتم. من مرتبا ورزش می کردم و یک مربی شخصی شدم. یک خانه شیک لب دریا خریدم و توانستم یک سبک زندگی با کلاس برای خود فراهم کنم. سال ها گذشت تا متوجه شوم که هر چه بیشتر در جذابیت زنانگی ام پیشرفت می کنم درجه ی رضایت شخصی و خوشبختی ام افت می کند. من برده مُد بودم، من گروگان ظاهرم بودم. به علت افزایش مستمر فاصله میان رضایت شخصی من و سبک زندگی ام من در فرار از الکل و مهمانی ها به مراقبه و مذاهب غیرمتعارف پناه می بردم اما یک فاصله ی کوچک به یک دره تبدیل گشت و در نهایت متوجه شدم که تمامی آنها فقط یک مسکن هستند و نه یک درمان موثر. یازده سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که من شاهد رگبار پی در پی اسلام، ارزش ها و فرهنگ اسلامی و اعلام شرم آور جنگ صلیبی جدید بودم توجه ام به چیزی بنام اسلام آغاز شد. تا آن زمان تمام چیزهایی که برای من با اسلام تداعی می گردید عبارت بودند از: “زنان پوشیده در چادر، کتک زنندگان زنان, همسران، حرام ها و یک دنیا ترور و وحشت”. یک روز من با قرآن، کتابی که در غرب به طور منفی کلیشه ای معرفی شده است برخورد کردم. در ابتدا سبک و نحوه ی برخورد قرآن مرا تحت تأثیر قرار داد و سپس نگاه آن به هستی، زندگی، آفرینش و ارتباط میان خالق و مخلوق مرا به شگفتی آورد. من قرآن را خطابه ای مملو از بصیرت و بینش برای قلب و روح بدون نیاز به هیچ مترجم و کشیشی یافتم. سرانجام من حقیقت را دریافتم، فعالیت ارضاء کننده ی جدید من چیزی جز قبول مذهبی بنام اسلام که می تواند سرچشمه ی آرامش برای من به عنوان یک مسلمان فعال باشد نبود. من یک ردای زیبای بلند و یک پوشش سر که شبیه لباس عرفی زنان مسلمان است خریداری کردم و در خیابان ها و محله هایی که روزهای پیشین با شلوار کوتاه، بیکینی و یا با لباس کار شیک سبک غربی در آنها راه می رفتم ظاهر شدم. اگر چه مردم، چهره ها و مغازه ها همه همان ها بودند اما یک چیز به طرزی چشمگیر و استثنائی متفاوت بود، من همان نبودم و نه آرامشی که من برای اولین بار در زن بودن تجربه کردم. من احساس کردم که همه ی زنجیرها پاره شده اند و من بالاخره آزاد شده ام. من از چهره های حیرت زده جدید مردم در مکانی که زمانی چهره هایی که پر از نگاه های شکارچی بود را تجربه کرده بودم لذت می بردم. ناگهان یک بار از دوش من برداشته شد. من دیگر تمامی وقت ام را صرف خرید، آرایش، درست کردن موهایم و تمرین بدنی برای خوش اندام شدن نمی کردم. سرانجام من آزاد شدم. من از حجاب رضایت داشتم اما دیدن رو به افزایش زنان مسلمانی که از نقاب استفاده می کنند کنجکاوی مرا درباره ی نقاب برانگیخت. من نظر همسر مسلمانم را که پس از اسلام آوردن با او ازدواج کردم درباره ی گذاشتن نقاب و یا بسنده کردن به حجاب را جویا شدم. به نظر او حجاب در اسلام امری واجب است در حالی که نقاب نیست. در آن زمان حجاب من شامل پوشش سری که تمامی سر مرا به جز صورتم را می پوشاند و یک ردای سیاه بلند گشاد بنام عبا که تمامی بدن مرا از گردن تا نوک پا را می پوشاند بود. هیچ چیز مرا از تعویض بیکینی ام در ساحل جنوبی و زندگی پر زرق و برق سبک غربی ام با زندگی کردن در آرامش با خالقم و لذت بردن از زندگی در میان همنوعانم به عنوان یک شخص با ارزش خوشحال نمی کند. بدین دلیل است که من استفاده از نقاب را انتخاب کرده ام و تا پای مرگ از حق لاینفک ام برای پوشیدن اش دفاع خواهم نمود. به شما زنانی که مفاهیم زشت کلیشه ای علیه حجاب فروتنانه ی اسلامی را می پذیرید می گویم که شما نمی دانید که چه چیزی را دارید از دست می دهید.

– – –

به لطف خدا مسلمان شدم وگرنه تا آخر عمرمثل یک حیوان، دنبال سیراب کردن هوس ‌ها بودم و اصول و ارزشی برای خود نداشتم

فابیان دختری فرانسوی است تا مدتی قبل مدل لباس بسیار معروفی بود که شرکت‌های بزرگ به خاطر زیبایی‌اش با او قراردادهای کلان می‌بستند. عکس او در مجله‌ها و شبکه‌های مختلف تلویزیونی به نمایش در می‌آمد ولی حالا در روستاهای دور دست افغانستان به درمان بیماران می‌پردازد و از زندگی خودش بسیار راضی و خوشحال است چراکه او حالا اسلام را پذیرفته و یک مسلمان است. فابیان با اعتماد به نفس کامل گفت: “اگر لطف و رحمت خداوند شامل من نمی‌شد هیچگاه نمی‌توانستم مسلمان شوم و تا آخر عمرم مانند یک حیوان زندگی می‌کردم. من در آن زندگی فقط به دنبال سیراب کردن هوس و شهوت‌های خود بودم و هیچ اصول و ارزشی برای خود نداشتم. از کودکی آرزو داشتم پرستار شوم، اکنون که مسلمان شده‌ام به آرزوی خود رسیده‌ام”

او گفت: “در حال و هوای کودکی همواره خودم را در حالت کمک به کودکان بیمار تخیل می‌کردم اما وقتی بزرگ‌تر شدم به دلیل زیبایی ظاهری که دارم ناخودآگاه به سمت دنیای مدل کشیده شدم و از شکل من استفاده ابزاری می‌شد، دقیقاً مانند یک وسیله ی مدت دار که بویی از انسانیت در آن نبود تا اینکه برای شرکت در یکی از برنامه‌ها به بیروت پایتخت لبنان دعوت شدم. وقتی به آنجا سفر کردم صحنه‌هایی دیدم که در همه ی عمرم مانند آن را ندیده بودم. در آنجا پیش از گذشته از خودم منفور شدم و کم کم به سمت متحول شدن حرکت کردم تا اینکه در نهایت به اسلام که انسانیت واقعی در آن وجود دارد رسیدم. پس از مسلمان شدن در بیروت به پاکستان سفر کردم و از مرز این کشور به افغانستان رفتم و با کمک به کودکان و مجروحان یکی از آرزوهای دیرینه و کودکی خود را محقق ساختم”

وقتی فابیان مسلمان شد خیلی‌ها تلاش کردند او را از راهی که انتخاب کرده بود منصرف کنند؛ فابیان در این باره گفت: “شرکت‌های مدل پس از اینکه از مسلمان شدن من با خبر شدند سعی کردند مرا به راه قبلی باز گردانند از همین رو هدایای بسیار زیادی برایم فرستادند و پیشنهاد دستمزد سه برابری نسبت به قبل را به من دادند اما من که تازه راه اصلی را یافته بودم هدایا را پس فرستاده و همه ی پیشنهادات آنان را رد کردم و اکنون احساس می‌کنم که در خوشبختی کامل به سر می‌برم”

خانواده او هم تلاش زیادی کردند جلوی کار او را بگیرند اما فابیان برای راهی که انتخاب کرده بود مصمم بود. حالا او زندگی‌اش را صرف کمک به دیگران می‌کند تا به ما هم یاد بدهد که مهم‌ترین داشته ی یک انسان ایمان اوست، به خاطر ایمان حتی می‌شود از ثروت و شهرت هم گذشت.

 – – –

من دنیا را طور دیگری می بینم. دنیای من دنیای خالص است، خالص را این طور معرفی می کنم که دنیای من یک بُعد دارد مثل آب نیست که از ترکیب اکسیژن و هیدروژن باشد، مثل الماس است که تنها یه تک ماده ای خالص است، با هیچ چیزی حل نشده، من شیعه هستم، شیعه تک است، چیزی دارد که سایر ادیان ندارند و آن وابستگی به ولایت اهل بیت(ع) است، اهل بیتی که هر کدامشان تک و بدون مشابه هستند. ما تنها یک امام علی(ع) داریم، یک امام حسین(ع) که تک است، کاری که امام حسین(ع) کرد را هیچ کسی در تاریخ نکرد. همه ی این اهل بیت(ع) منحصربه فرد و تک هستند و این تنها مشخصه شیعه است. من فقط الماس هستم با هیج چیز دیگری آمیخته نشدم, الماس یک ماده تک است. اگر بتوانیم در مسائل فرهنگی و هنری این را به جوامع غیرمسلمان انتقال بدهیم این الماس بودن را می پذیرند زیرا شیعه الماس است. شیعه مانند دنیایی است که جداگانه و زنده در این دنیا وجود دارد. اذان شیعه تک است، نمازش تک است و مهم تر از همه اینکه اهل بیت(ع) و رهبران اصیل دارد

ادواردو آنیِلی یکی از دو فرزند جیانی آنیلی- سرمایه‌دار و میلیاردر ایتالیایی و مالک سابق مجموعه فیات و مارلا کاراچولو بود. وی پس از قبول مذهب تشیع نام خود را به مهدی تغییر داد. او تحصیلات متوسطه را در دبیرستان ماسیمو دآتزلیو در شهر تورین گذراند و پس از آن به کالج آتلانتیک در بریتانیا رفت، سپس برای اخذ مدرک دانشگاهی در رشته ی ادبیات مدرن به دانشگاه پرینستون رفت. در سن ۲۲ سالگی در یک گفتگو با مارگریتا هک- اختر فیزیک‌شناس ایتالیایی, به دفاع از نجوم احکامی پرداخت. او بعد از دانشگاه به هند سفر کرد تا در زمینه‌های مورد علاقه اش یعنی عرفان و ادیان شرقی بیشتر تحقیق کند و در آنجا با ساتیا سای بابا ملاقات می‌کند. پس از آن به ایران آمد و در آنجا با امام خمینی(ره) آشنا شد

بلیندا راچمن یکی از هم دانشگاهی‌های او می‌گوید: “ادواردو مغرور و خودشیفته نبود. مادرش از یک خانواده ی سلطنتى و پدرش یکى از موفق ترین و پولدارترین سوداگران جهان بود، در حقیقت ادواردو شاهزاده ایتالیا بود اما در طرز تفکر و برخوردش نشانى از خود برتربینى که معمولا در انسان هاى پولدار وجود دارد به چشم نمی آمد. ادواردو دوستان صمیمى و نزدیک نداشت. آدم سر به راهى بود. بسیار بسیار شوخ طبع و نکته سنج بود. هیچ زمانى را در زندگی ام به خاطر ندارم که به اندازه ی وقتى با ادواردو بودم از ته دل خندیده باشم. بسیار بذله گو و باهوش و در عین حال آرام بود، اکثر اوقات آرام و ساکت بود”

پدرش جیانی آنیلی- سرمایه‌دار و کارآفرین ایتالیایی، میراث دار خاندان مشهور آنیلی، مالک گروه سرمایه‌گذاری اکسور و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات، فراری، مازراتی، آلفا رومئو، لانچیا، آبارت، اویکو به همراه چندین کارخانه ی تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکت های طراحی مُد و لباس، روزنامه‌های لاستامپا و کوریره دلاسرا، باشگاه اتومبیل‌رانی فراری و باشگاه فوتبال یوونتوس بود. افزون بر اینها چندین شرکت ساختمان‌سازی، راه‌سازی، تولید لوازم پزشکی و بالگردسازی هم وجود دارد که خانواده ی آنیلی جزء سهام‌داران اصلی آنها هستند

ادواردو می‌گوید: “در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می‌زدم و کتاب‌ها را نگاه می‌کردم که چشمم افتاد به قرآن. کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده‌ است. آن را برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس کردم که این کلمات, کلمات نورانی است و نمی‌تواند گفته ی بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می‌فهمم و قبول دارم”. ادواردو از ابتدای اسلام آوردن توسط والدینش تهدید شد که اگر می‌خواهد مسلمان بماند خبری از ارث نیست

علیرغم اینکه طبیعتاً ادواردو به عنوان تنها پسر جیانی آنیلی، وارث ثروت خانواده ی آنیلی به حساب می‌آمد اما پدرش جیووانی آلبرتو آنیلی- پسر عموی ادواردو را به عنوان میراث دار مجموعه ی فیات اعلام کرد و تنها بخشی که به ادواردو سپرده بود مدیریت باشگاه یوونتوس در یک بازه ی زمانی کوتاه در سال ۱۹۸۶ بود. بی‌اهمیتی ثروت آنیلی برای ادواردو و تمایلش به اسلام موجب شد تا پدرش حاضر نشود میراث خانواده را به او بسپارد لذا جیانی‌آنیلی پسر برادرش که مسیحی بود را به‎ عنوان جانشین ادواردو تعیین می‌کند اما چیزی نمی‌گذرد که خبر فوت پسرعموی ادواردو بر اثر سرطان ناشناخته‎ای می‌پیچد. این مرگ نیز از مرگ‌های مشکوک خانواده آنیلی بود

خانواده ی آنیلی برای آنکه ادواردو را از ارث محروم کنند سعی زیادی در دیوانه جلوه دادن او داشتند به همین منظور وی را در بیمارستانی روانی بستری کردند که به گفته ی ادواردو همه ی کارکنان آن یهودی بودند. ادواردو به خاطر ترس از شستشوی مغزی در آن تیمارستان سعی کرد تا از آنجا فرار کند. بلیندا راچمن یکی از هم دانشگاهی های او نیز در مورد آن ایام می‌گوید: “شایع شده بود که ادواردو به مصرف مواد روى آورده و یکبار هم در آفریقا به جرم حمل مواد مخدر دستگیر شده است. اینها همه شایعاتى بود که دهان به دهان می‌چرخید و من هیچ وقت با کسى که از نزدیک ادواردو را دیده باشد و بتواند این شایعات را رد یا تصدیق کند برخوردى نداشتم”

نخستین آشنایی او با تشیع و انقلاب اسلامی ایران از طریق یکی از مصاحبه‌های دکتر محمدحسن قدیری ابیانه- رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا بین سال های ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ از طریق تلویزیون ایتالیا بوده‌است و پس از آن برای دیدار با وی به سفارت مراجعه می‌کند و پیوند دوستی بین آنها ایجاد می‌شود. ادواردو چند بار به ایران سفر کرده و با امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه‌ای دیدار کرد و به زیارت حضرت علی ابن موسی رضا، امام هشتم شیعیان مشرف شد. در یکی از این سفرها در هفتم فروردین ۱۳۶۰ در نماز جمعه به امامت آیت‌الله خامنه‌ای شرکت می‌کند. در همین سفر ادواردو با بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران دیدار کرده و حضرت امام پیشانی ادواردو را می‌بوسد

ادواردو در مصاحبه با مانیفستو- ۱۵ ژانویه ۱۹۹۸ گفت: “زمانی که ما در آن زندگی می کنیم دوران افول ارزش هاست، تنها هدف و اسطوره پول جمع کردن است. پول پرستی بسیار بدتر از موادمخدر است. ما همه از رواج موادمخدر در میان جوانان نگرانیم ولی متوجه نیستیم که در حال ورود به دنیایی هستیم که اساس آن بر میزان حساب بانکی اشخاص پایه ریزی شده است اما تمام اینها پایان می یابند و به اعتقاد من در آینده پس از یک شبه رنسانس وارد عصری می شویم که دیگر بر پایه خردگرایی و تجربه گرایی دکارت نیست. به اعتقاد من پول باید وسیله باشد نه هدف”

– – –

اسلام یک دین فضایی نیست و ما وقتی مسلمان می‌شویم لازم نیست که کاملا خودمان و فرهنگمان را فراموش کنیم. اسلام خوبی‌های درون ما را برجسته می‌کند و به تصحیح بدی‌هایمان می پردازد. اسلام به معنی برقراری همیشگی تعادل است

امیلی فرانسوا- دختری هنرپیشه که تجربه ی حضور در مراسم اسکار را داشت

امیلی فرانسوا در ۱۹۸۳ از پدر و مادری فرانسوی ایرلندی به دنیا آمد. دختر زیبا و باهوش خانواده که همیشه سعی می‌کرد با سوالات عجیب و غریب خود که نشان از علاقه به فلسفه می داد توجه ی اعضای خانواده را به خود جلب کند. علاقه او به پرسیدن و کنجکاوی درباره ی همه چیز باعث شد که پایش به نمایش های سینمایی هم باز شود و در چند فیلم در کنار بازیگران مشهور به ایفای نقش بپردازد

آشنا شدن او با مسائل اسلامی و گفتگو کردن با دوستان مسلمان باعث شد که نگرشی مثبت نسبت به اسلام پیدا کند. تمام سوالات فلسفی او راجع به معاد، زندگی، اینکه برای چه به این دنیا آمده‌ایم، سرنوشت انسان ها چه خواهد بود و اینکه هر کس سرنوشت خودش را با اعمال خودش می‌سازد و… همه و همه را با خواندن قرآن پیدا کرد. او در این زمینه می‌گوید: “شروع مطالعه ی قرآن و مخاطب‌قرار دادن تمام بشریت از لحاظ روانی من را سر جایم میخکوب کرد. محتوای قرآن حکایت از کتاب های مقدس پیشین می‌کرد به گونه‌ای که من هم آن را متوجه می‌شدم و هم بسیاری از شک و تردیدهایم را نسبت به مسیحیت از بین می‌برد. قرآن من را به بلوغی رساند که متوجه شدم سرنوشت من در گروی اعمالیست که مسئولیتش به عهده‌ی خود من است. در دنیایی که نسبی‌گرایی بر آن حاکم است مطالعه ی قرآن که اهداف معنوی و بنیادهای اخلاقی را مطرح می‌کند برایم بسیار جذاب بود. به عنوان شخصی که به فلسفه علاقمند بوده است قرآن حد اعلای تمام تفکرات فلسفی است؛ به نحوی سازمان‌دهی شده است که به تمام سوالات عمیق فلسفی که در طول قرن‌ها در مورد وجود انسان مطرح شده است و به اساسی‌ترین آنها که چرا ما اینجا هستیم؟ پاسخ می‌دهد”

اینها باعث شد که امیلی دیگر دست از خواندن و تفکر درباره ی قرآن برندارد و بالاخره امیلی مسلمان شد و نام مریم را برای خود انتخاب کرد اما این تنها دلیل مسلمان شدن او نبود. مریم با مطالعه تفکرات رسول اکرم(ص) عاشق پیام‌ها و دستورات اخلاقی آن بزرگوار شد و تجلی عدالت و تعادل را در زندگی پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) یافت و به این باور رسید که: “حضرت محمد(ص) مردی شبیه تمام پیامبران پیشین همچون موسی، عیسی و ابراهیم بود که مأموریت خطیری به عهده داشت. او انسانی صلح‌جو و یکی از شخصیت‌های بزرگ تاریخ است که به خاطر تبلیغات وسیع رسانه‌های غربی در هاله‌ای از سوء‌تفاهمات قرار گرفته. ایشان یکی از مظاهر ناشناخته تاریخ هستند”

از دید مریم از جمله پیام‌ها و دستورات اخلاقی آن حضرت(ص) این است که همیشه جواب بدی را با خوبی بدهید و در همین رابطه نیز این سخن پیامبر را همواره در ذهن خود دارد و آن را سرلوحه‌ی زندگی اش قرار داده است که “کسی که به شما بدی کرده را ببخشید، در همه شرایط راستگو باشید حتی اگر به ضرر شما باشد و به کسی که به شما بدی کرده نیکی کنید و به کسی که با شما قطع رابطه کرده بپیوندید”

او در صحبت‌هایش با دیگران همواره به این نکته اشاره می‌کند که خداوند عاشق عدالت است بنابراین اگر در زندگی با بی‌عدالتی نیز مواجه شدید شما تنها یک وظیفه ی اخلاقی در مقابل خداوند دارید و آن هم این‌ست که همیشه طرفدار عدالت باشید و هرگز آن را زیر پا نگذارید

بعد از مدتی کوتاه خبر مسلمان شدن مریم در سراسر دنیا پیچید و دوستان گذشته و جدید متوجه مسئله شدند. شهرت او حالا بیشتر از قبل شده بود. پیشنهادات جدید از سوی کارگردانان جدید به سویش می‌آمد اما مریم دیگر حاضر به پذیرفتن آنها نبود. او نه دیگر حاضر بود در فیلم هایی که حاوی صحنه‌های جنسی را بازی کند و نه دیگر حاضر بود حجاب خود را حتی به خاطر دنیای سینما کنار بگذارد

آری، تغییرات زندگی مریم فرا رسیده بود. بسیاری از دوستانش فکر می‌کردند که او دیوانه شده است و احتمالا این فقط یک دوره ی گذرا باشد و به زودی از این حالت خود پشیمان می‌شود و به حالت عادی برمی‌گردد اما مریم نشان داد که خیال تسلیم‌شدن ندارد و با جدیت به مطالعات خود عمق بیشتری داد و نشان داد که واقعا تغییر کرده است. این تلاش برای رسیدن به حقیقت او را به برنامه‌های پر طرفدار تلویزیونی و کنفرانس‌های مختلف رساند که در آنها به دفاع از ارزش های اسلامی و دینی پرداخت

مریم درباره ی نظر غرب درباره ی اسلام معتقد است: “در جامعه ی مسلمانان انگلستان مشکل اعتماد به‌نفس وجود دارد که می‌تواند با مشارکت در بحث‌ها و جلسات اسلامی این مشکل حل شود. اسلام یک دین فضایی نیست و ما وقتی مسلمان می‌شویم لازم نیست که کاملا خودمان و فرهنگمان را فراموش کنیم. اسلام خوبی‌های درون ما برجسته می‌کند و به تصحیح بدی‌هایمان می پردازد. اسلام به معنی برقراری همیشگی تعادل است و به نظر من پیام حضرت محمد برقراری همیشگی تعادل در رفتار انسان است. زیبایی اسلام زمانی به طور واقع آشکار می‌شود که از آن به عنوان وسیله‌ای برای پیشرفت جامعه، بشریت و دنیا استفاده شود”

مریم فرانسوا در حال حاضر جوانی ۲۸ ساله است و در حال کامل کردن دکترای خود در دانشگاه آکسفورد در زمینه ی مطالعات مربوط به مشرق زمین است. او مدرک کارشناسی‌اش را با درجه ی ممتاز در زمینه ی سیاست‌های خاورمیانه از دانشگاه جورج توان و مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی و اجتماعی‌اش را از دانشگاه کمبریج دریافت کرده است

این بازیگر زن انگلیسی که به‌خاطر بازی در یک فیلم در کودکی مشهور بوده هم‌اکنون به‌خاطر روی‌آوردن به اسلام به عنوان زنی از طبقه ی متوسط تحصیل کردگان انگلیس مورد توجه قرار گرفته است، طبقه‌ای که هر روز بیشتر از گذشته به آنچه که به عنوان دروغ از طرف دولت‌ها و رسانه‌های غربی به آنان گفته می‌شود آگاه می‌شوند. آری، ندای آزادی‌خواهی اسلام‌پذیری در سراسر خاک اروپا و آمریکا شنیده می‌شود برای گوش هایی که بخواهند صدای حقیقت را بشنوند.

– – –

حجاب شادی را به زندگی ام آورده و می خواهم باحجاب با ظلمی که در غرب به زنان می‌شود مبارزه کنم. خدا را شاکرم که در جوانی حجاب را که به انسان اعتماد به‌نفس و قدرت می دهد درک کردم. الان زنان غربی خواستار پوشش شده اند. چرا بعضی زنان مسلمان حجاب را عقب‌ماندگی می پندارند؟ به خاطر تقلید از فرهنگ غربی/ ملانی جورجیادیز- خواننده رپ فرانسه

– – –

منل ابتسام- خواننده ی محجبه ی فرانسوی می‌گوید حجاب جزیی از ظاهر من است و هرگز مرا بدون این پوشش نمی‌بینید. منل خواننده ی جوان در پاسخ به پرسش خبرنگار روزنامه‌ لوفیگارو در مورد حجابش گفت: “من مسلمانم، بنابراین می‌توان گفت که این گونه‌ای حجاب است. در واقع این جزئی از ظاهر من است و هرگز مرا بدون این پوشش نمی‌بینید”. او که ۲۲ سال سن دارد و در شهر بزانسون واقع در شرق فرانسه زندگی می‌کند اصالتا اهل سوریه است. پدر او تبار سوری و ترک دارد و مادرش مراکشی و الجزایری‌الاصل است. او به چهار زبان فرانسوی، انگلیسی، عربی و ترکی تسلط دارد و هم اکنون دانشجوی کارشناسی زبان انگلیسی است.

– – –

دیگر شهرتم برای مراسم اسکار نیست، برای حجاب و تبلیغ اسلام است و حاضر نیستم آن را به خاطر سینما کنار بگذارم/ مریم فرانسوا سرا- نویسنده، روزنامه‌نگار، هنرپیشه انگلیسی

– – –

همه چیز داشتم اما احساس پوچی می‌کردم. گمشده‌ای داشتم. حجاب زندگی دوباره‌ای به من داد/ نور نیلوفا محد نور- بازیگر و مجری مالزی

– – –

با حجاب ظاهر شدن برایم بسیار سخت بود اما می‌خواستم نشان دهم در این راه محکم هستم. بعدها فهمیدم حجاب ارزشی است برای خودم/ جنهّ الحیدری- نویسنده و تصویرگر کتاب‌های کودکان از کانادا

– – –

مهمترین چیزی که از اسلام دوست دارم و از آن لذت می برم حجاب است مخصوصا در لاس وگاس که مردان به زنان نگاه ناخوشایندی دارند، احساس امنیت می کنم/ راکل- افسر پلیس آمریکا

– – –

وقتی می بینم حجاب مرا از چه فاجعه هایی نجات می دهد یک حس خوب و اعتماد به نفس خاصی پیدا می کنم که مرا استوار می کند/ دیانا تران گوسو- آمریکا

– – –

در جامعه‌ ی ما ارزش زن به ظاهر و عشوه گری او بستگی دارد. زن‌ها هر روز برای زیباتر شدن انرژی زیادی هدر می‌دهند اما همیشه کسی زیبا‌تر از دیگران وجود دارد. با حجاب ملاک‌های ظاهری پنهان می‌شود و زن دیگر موجودی که باید برای خوش آمدن دیگران دلربا باشد نیست و این غرورآفرین است/ تانیا پولینگ- آلمان

– – –

عاشق حجاب اسلامی هستم، دیگر هیچ کس حق ندارد مثل یک وسیله ی جنسی به من نگاه کند. در آمریکا تنها با ظاهر قشنگ و لباس های متنوع می توان نظر مردم را جلب کرد و این بسیار تحقیرآمیز است. هنوز مردهایی هستند که نگاه بدی دارند اما حداقل می دانم نمی توانند آنچه به دنبالش می گردند در من ببیند. حجاب به من آموخت که بدن من متعلق به خودم است/ آماندا- آمریکا

– – –

با انتخاب حجاب از تمامی نگاه های ارزان جنسی و چشم چرانه آزاد شدم و حس تازه ای از امنیت و آرامش را تجربه کردم/ ایوت بالداچینو- استرالیا

– – –

تعداد افراد مشهور و غیر مشهوری که به پوشش مناسب و حجاب و اسلام بله گفته اند بسیار زیاد است و رو به افزایش می باشد، ما در ادامه تنها چند منبع را در این مورد معرفی می کنیم که اگر علاقه مند و مایل بودید می توانید آنها را دنبال نمایید.

اگر این صفحه برایتان مفید بود آن را برای فردی که برایتان اهمیت دارد و می دانید می تواند برایش مفید باشد ارسال کنید.

سایت رهیافتگان

بازگشت به صفحه ی دنیای پوشش، مُد و حجاب