رسول نور
۱۳۹۶-۰۹-۰۳
پیچیدگی زندگی
۱۳۹۶-۰۹-۰۳

وقتی در مسیر موفقیت با خداوند پیوند خورده باشی، رسیدن به خیلی از چیزها امکان پذیر است؛ اما به یک شرط: “به وعده های خداوند اعتماد کنی، آنها را باور داشته باشی و هوشمندانه به سمت هدف هایی که در زندگی داری گام برداری”، اینگونه به خیلی از چیزهایی که در زندگی ات می خواهی می رسی.

یک نمونه بزرگش را در هفته ای که پشت سر گذاشته ایم دیدیم؛ وعده ای که مردی بزرگ*سردار قاسم سلیمانی* آن را داد و محقق شد. چرا؟ چون او با خداوند پیوند خورده بود، به وعده های خداوند اعتماد داشت و هوشمندانه به سمت هدفی که داشت گام بر می داشت.

اینگونه بود که وعده ی خداوند و او که با خداوند پیوند خورده بود محقق شد و ظالمان زیروزبر شدند “وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ/ و آنان که ظلم و ستم کردند به زودی خواهند دانست که به چه کیفر گاهی و دوزخ انتقامی بازگشت می‌کنند/ شعراء – ۲۲۷”.

و بار دیگر “جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا/ حق آمد و باطل نابود شد، که باطل خود لایق محو نابودی ابدی است/ اسراء – ۸۱”.

و بار دیگر “وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصَارُ/ و *ای رسول ما* هرگز مپندار که خدا از کردار ستمکاران غافل است، بلکه *کیفر* ظالمان را به تأخیر می‌افکند تا آن روزی که چشمها *یشان* در آن روز خیره و حیران است/ ابراهیم – ۴۲”.

پس بنگر عاقبت کار ستمکاران عالم به کجا کشید/ یوسف – ۳۹.

و…

شکرگزاری به خاطر برخی نعمت ها، واقعا مهم و ضروری است، چون اگر آن نعمت ها نباشند خیلی از چیزهای دیگر نیستند و نمی توانند باشند، به نوعی زیرساختی حیاتی هستند برای ساخت؛ مثل شکرگزاری به خاطر “امنیت” و “آرامش مان” در زندگی و کشورمان. شاید من هم نتوانم در این مقاله آنچنان که باید ادای دین کنم به خاطر این دو نعمت بزرگ و آنها را به خوبی به شما عزیزان شرح دهم، اما تلاشم را می کنم:

قدر سلامتی را کسی می داند که در سلامت بوده است و تجربه ی بیماری را داشته باشد

قدر سقفی بالای سر را کسی می داند که تجربه ی خانه دار بودن را داشته باشد و بعد خانه اش را از دست بدهد

قدر پوششی گرم را کسی می داند که آنها را در زمستان داشته است و تجربه ی در سرما خوابیدن را داشته باشد

قدر خانواده را کسی می داند که آنها را داشته است و بعد خانواده اش را از دست داده باشد

و خیلی نعمت های دیگر که من و شما عزیزان در زندگی مان آنها را داریم اما برایمان خیلی عادی شده اند، زمانی قدرشان را به خوبی می دانیم که آنها را نداشته باشیم و “امنیت” و “آرامش” نیز دو نعمت بسیار مهم هستند که خداروشکر آنها را در زندگی و کشورمان داریم و هنوز تجربه ی نداشتنشان را حس نکرده ایم، حداقل مایی که از این نسل هستیم نداشتنشان را حس نکرده ایم، در زمان جنگ تحمیلی کسانی که در آن زمان بوده اند تجربه نداشتن امنیت و آرامش را داشته اند و آنها بیشتر قدر این روزها را در کشورمان می دانند. چه خوب است در این مورد پیش دستی کنیم و قبل از از دست دادن این دو نعمت و تجربه نداشتنشان، به پاس داشتنشان شکرگزارِ خداوند باشیم و از کسانی که در این راه جانفشانی کرده اند تشکر کنیم.

شکرگزاری از خداوند و تشکر از کسانی که در راه ایجاد امنیت و آرامش مان تلاش کرده اند وظیفه ای است که آن را شخصا احساس می کنم.

دلیل شکرگزاری از خداوند به خاطر نعمت هایی که به ما داده است این می باشد که وقتی او بداند ما قدردان نعمت هایش هستیم و شکرگزار آنهاییم، او آن نعمت ها را در زندگیمان تشدید می کند و به قول معروف: “شکر نعمت نعمتت افزون کند”، و اگر شکرگزار خداوند نباشیم او به نوعی آن نعمت ها را از ما می گیرد تا قدر عافیت را بدانیم ” کفر نعمت از کفت بیرون کند”. پس همانطور که گفته شد چه بهتر که پیش دستی کنیم و شکرگزار نعمت های بزرگ و کوچکی که خداوند به ما داده است باشیم تا دچار خسران نشویم؛ همچنین از کسانی که سبب ساز برخی نعمت ها در زندگیمان هستند تشکر کنیم تا ارادت خود را به آنها نشان دهیم که در خواب غفلت نیستیم، بلکه شاهد حماسه های آنها می باشیم.

شعر زیر تقدیم به سردار “قاسم سلیمانی”، “مدافعان حرم” و “خانواده ی شهدا” که بودند، هستند و همیشه خواهند بود. امنیت، آرامش و شکوه ایران مان را مدیون خداوند و شماییم.

ای رها از حصار جهل، خونِ ایران در رگهایت؛ تپشِ ایمانِ قلبت کوبنده تر از هر روز قبل

ای پوشیدهِ بر پا چکمه های دلیری و استقامت؛ ای در دستانت پرچمِ علی و حسین و ابوالفضل و محمد

ای ناقوس و طبلِ رسوایی زنِ کفر و ظلم و شرک

مرکب اسیرِ دلیریِ طوفان تو می شود؛ دنیا حریفِ شجاعتِ بی مثالِ تو نمی شود

حتی اگر قطره قطره خون تو بر زمین چِکِد؛ دریای دشمنی حریفِ یک قطره از خونِ تو نمی شود

ای فولادِ فصلِ فریادِ عشق؛ ای زنده به معنای واقعی در دریایِ عشق

آمدنت برایِ وطن یعنی نفس؛ آمدنت یعنی شکستنِ هزاران هزار قفس

آمدنت یعنی نبضِ ایران هنوز می زند

ای رها از حصار جهل؛ خونِ ایران در رگهایت تا ابد.

///

دانلود آهنگ “خاطرۀ نیمه‌جان، پلاک” با صدای “علیرضا عصار”

متن آهنگ”خاطرۀ نیمه‌جان، پلاک

میانِ خاک سر از آسمان در آوردیم
چقدر قُمریِ بی آشیان در آوردیم
وجب وجب تنِ این خاکِ مُرده را کندیم
چقدر خاطره ی نیمه جان در آوردیم
به حیرتیم که اِی خاکِ پیرِ با برکت
چقدر از دلِ سنگت جوان در آوردیم
چقدر خیره به دنبالِ ارغوان گشتیم
زِ خاکِ تیره ولی اُستخوان در آوردیم
شما حماسه سرودید و ما به نامِ شما فقط ترانه سرودیم و نان در آوردیم
برای اینکه بگوییم با شما بودیم چقدر از خودمان داستان در آوردیم
و آب های جهان تا از آسیاب افتاد قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم

♫♫♫
عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بَر گردانِ عاشق تنگ بود
هر که تنها بَر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزندِ خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بینِ ما مفقود شد
آنکه سَر دارد به سامان می رسد
آنکه جان دارد به جانان می رسد
هر که گردِ شعله چون پروانه است
پیکرِ صد پاره اَش بَر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
لاشه ی یک تانک بَر پوتینِ دوست
آنچه می گویی شهیدِ زنده اوست
هم قطارانی که پشتِ سنگرند
اُستخوان ها را به خانه می برند

دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
قطره بودن وانگهی دریا شدن
از پلاکی گم شده پیدا شدن
عاشقی که تن برایش گور شد
دست از جان شست تا منصور شد
دیده اَم دستی به سوی ماه رفت
بی سَر و جان تا لقاءالله رفت

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود
عرصه بَر گردانِ عاشق تنگ بود
هر که تنها بَر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزندِ خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یک نفر از بینِ ما مفقود شد
آنکه سَر دارد به سامان می رسد
آنکه جان دارد به جانان می رسد

موزیک مأموریت+

۱۳۹۶/۹/۳

منبع:

مأموریت+/ مقالات محمد کارگر مزرعه ملا

کمپین"دست های مهربان" سایت مأموریت+.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *