صحبت ها خیلی معنادار و عمیق شده بود و نکته های مهمی بیان می شد
موضوعی در فکرش توجه او را به خود جلب کرد، پرسید:
– – چگونه است که برخی افرادِ محدود، روز به روز بیشتر موفقتر می شوند ولی خیلی ها هنوز در اول راه و یا در میانهی آن مانده اند؟
پاسخ شنید:
– راز این معما در دو کلمه نهفته است، ثبات قدم و پشتکار، این دو هر انسانی را به اوج موفقیت در هر زمینه ای می رسانند
– ثابت قدم ماندن در یک مسیر مشخص و پشتکار داشتن در ادامهی آن مسیر، موفقیت ها را یکی پس از دیگری خلق می کند، چون مانند یک رانندهی حرفه ای که از زیر و بم جادهی پیش رویش به خوبی مطلع است می تواند بهترین عکس العمل ها را از خود نشان دهد و هر دفعه نتایج بهتری را کسب کند
– – یعنی خیلی ها در انجام کارهایشان ثابت قدم نیستند و پشتکار ندارند؟
– به اطرافیان خود که نگاه کنیم خیلی شاهد این ماجرا هستیم
– و یک نکتهی مهم دیگر در اینجا وجود دارد، در چه سطحی بازی کردن هم مهم است؛ در انجام هر مأموریتی در زندگی در هر زمینهی کاری ۱- عده ای معمولی هستند، ۲- عده ای متوسط و ۳- عده ای عالی و افراد عالی همیشه از دو گروه اول جلوتر هستند
– – پس مصمم بودن به اینکه تصمیم بگیریم عالی باشیم و بهترین باشیم ما را از معمولی بودن و متوسط بودن دور می کند!؟
– دقیقا، اینکه بخواهیم در زمینهی کاری خود دیده و شنیده شویم و توجه افراد بسیاری را به خود جلب کنیم به این تصمیم ما بستگی دارد که عالی باشیم و به کمتر و پایینتر از آن اکتفا نکنیم، پس از آن با ثبات قدم و پشتکار و رعایت دیگر عواملی که قبلا گفته شد این امر میسر می شود و به مرور زمان جزء آن عدهی محدودی می شویم که همیشه موفقتر از افراد دیگر هستند و دیده می شوند
– – برای رشد و پیشرفت دیگر چه چیزهایی مهم است؟
– اینکه همیشه کارهای تکراری انجام بدهیم معنایی ندارد چرا که معمولی به نظر خواهیم رسید و موفقیت بزرگی را هم برایمان رقم نمی زند و نشان دهنده ای این است که به اندازهی کافی برای آن موضوع وقت نگذاشته ایم و به درستی فکر نکرده ایم؛ محدودیت تنها در نحوهی فکر کردن است، اینکه باور داشته باشی کاری شدنی است، آن کار هر چقدر هم که نشدنی و یا تکراری به نظر برسد انجام آن به شیوه های متفاوت و بهتر شدنی می شود. برای انجام هر کار صدها راه وجود دارد که هنوز کسی آن راه ها را نرفته است، صدها ایدهی بکر پشت فکر پنهان است که هنوز کسی آنها را نیافته است، مانند معدن های طلایی که هنوز در زیر خاک پنهان هستند، این طلاها باید در ذهن کشف و سپس با اندیشیدن*فکر کردن* استخراج شوند، انجام این کار به اندیشهی تو بستگی دارد که باور داشته باشی که هنوز راه های بهتری هم برای انجام هر کار وجود دارد، سپس خلاقانه بیندیشی و عمل کنی و مرزهای انجام کار مورد علاقهی خود را با آموزش و تجربه اندوزی گسترش دهی و هر دفعه آن را بهتر نمایی و شگفتی ها خلق کنی، اینگونه تا بی انتها در حال رشد و پیشرفتی و همیشه چند قدم از دیگران جلوتری.
۱۴۰۰/۲/۳
منبع:
مأموریت+/ مقالات محمد کارگر مزرعه ملا