نقش احساس در رسیدن به موفقیت

طلای زمان
۱۳۹۹-۰۳-۱۶
فرکانس چیست و چه نقشی در موفقیت ما دارد؟
۱۳۹۹-۰۳-۱۶

نقش احساس در رسیدن به موفقیت

آیا فرد حساسی هستی؟

کوچکترین کارِ اشتباهِ دیگران احساساتت را جریحه دار می کند و تو را میرنجاند؟

آیا در زندگی، حساسیت نقطه قوت به حساب می آید و یا نقطه ضعف؟

اگر اینگونه است و این پرسش ها را داری این مقاله را از دست نده تا متوجه شوی چه کاری باید انجام دهی

افراد حساس و احساساتی روحیه ی لطیفی دارند، آنها به کوچک ترین موضوعات توجه می کنند و ساده از کنار هیچ چیز نمی گذرند و اگر چیزی به نوعی باعث رنجش آنها شود برای آنها دغدغه ی فکری ایجاد می کند و همین موضوع باعث می شود ساعت ها و حتی روزها، هفته ها و ماه ها به آن موضوع فکر کنند

البته همه اینگونه نیستند، شاید به این خاطر که شرایط محیطی و اجتماع افراد را به گونه ای بار می آورد که به نوعی احساسات خود را نادیده بگیرند تا به این طریق اجازه ندهند هر فرد و یا هر چیزی آنها را برنجاند

در کُل حساس بودن دو رویکرد دارد، هم نقطه قوت است و هم نقطه ضعف

نقطه قوت از آن جهت که به ما کمک می کند به اطراف خود دقت بیشتری داشته باشیم و از کنار بسیاری از موضوعات که دیگران به آنها توجهی ندارند به سادگی عبور نکنیم، به آنها توجه کنیم و آنها را وارد ابعاد مختلف زندگی*شخصی، خانوادگی، کاری و اجتماعی* خود نماییم که این کار بسیار مفید است. جدا از این مورد باعث می شود متوجه شویم چه چیز اطرافیانمان را شاد و چه چیز آنها را ناراحت می کند. حساسیت باعث می شود ارتباطات خود را بهتر و قوی تر کنیم و کاری نکنیم و چیزی نگوییم که باعث رنجش دیگران شود. همچنین باعث می شود وظیفه شناس شویم و خلاقیتمان را نیز افزایش دهیم. بیشتر افراد حساس به کارهای هنری روی می آورند

نقطه ضعف از آن جهت که اگر احساسات خود را به درستی مدیریت نکنیم باید توجه داشت که حساسیت بیش از اندازه نسبت به برخی موضوعات ممکن است ما را از رسیدن به خواسته های*رویاها، آرزوها و اهداف* مهم مان در زندگی دور کند مخصوصا اگر در مسیر موفقیت قرار داشته باشیم. بی تفاوتی ها، انتقادها، نه شنیدن ها و… در مسیر موفقیت زیاد هستند و همه ی افراد موفق نیز با این موارد مواجه بوده اند و هستند. باید از کنار آنها گذشت، به قول معروف “هیچ کس به قطار بی حرکت سنگ پرتاب نمی کند” و قطارِ در حال حرکت هم اگر بخواهد به هر فردی که به نوعی به طرفش سنگ پرتاب می کند بأیستد، یا به مقصد خود نمی رسد و یا دیر به مقصد خود خواهد رسید

اما سوال مهم بعدی: چگونه با افرادی که ما را می رنجانند کنار بیاییم؟

در این مورد هر فردی که به نوعی ما را می رنجاند یا ۱- نمی داند که کارش باعث رنجش ما می شود، یا ۲- می داند و به قصد رنجش ما کاری را انجام می دهد و یا ۳- از دست ما دلخور است و حق دارد و این دلخوری را در رفتارش با رنجش ما انجام می دهد تا ما متوجه رفتار اشتباه خودمان شویم

در مورد یک: بهتر است از کار اشتباهی که آن فرد انجام داده است چشم پوشی کنیم، همانطور که گفته شد بسیاری از افراد آن مقدار حساسیتی که ما نسبت به موضوعات داریم را ندارند و بدون اینکه قصدی داشته باشند کاری می کنند که باعث رنجش ما می شود، بنابراین اگر موضوع چیز پیش پا افتاده و زودگذری است بهتر است ساده از کنار آن بگذریم و از کاه کوه نسازیم

در مورد دو: بهتر است در این مورد با ملایمت به او توضیح دهیم که این کار او درست نیست و مورد پسند ما نمی باشد. البته در بیشتر اوقات افراد با متوجه شدن این موضوع کوتاه می آیند و دیگر آن کار را تکرار نمی دهند، بهتر است از خود نقطه ضعف نشان ندهیم چون برخی با رنجاندن ما دنبال این مورد هستند یعنی پیدا نمودن نقطه ضعفی برای رنجاندن دوباره و دوباره ی ما

در مورد سه: متوجه شویم آیا فرد مورد نظر از دست ما دلخور است که این کار را برای رنجش ما انجام داده است!؟، اگر اینگونه است چه بهتر که به نوعی از دل او در بیاوریم و به اشتباه خود اقرار کنیم و از او معذرت خواهی کنیم

در این سه مورد بالا تمام زوایا را در نظر داشته باش: اگر کارآفرینی، پرسنل را و کسانی که با آنها به نوعی کار و همکاری می کنی مثل تأمین کنندگان مواد اولیه و مشتریان؛ اگر پرسنل کسب و کار و یا اداره ای هستی، رهبری و مدیریت محیط کار و همکاران؛ اگر مادر و یا پدری، با فرزندان و خانواده و اگر دوستانی داری چه آنها که با آنها خیلی صمیمی هستی و چه آنها که تنها با آنها سلام علیک داری این سه موردی که گفته شد را در نظر داشته باش و بسنج که آن فرد که باعث رنجش تو شده جزء کدام یک از این سه دسته است، سپس عملکرد هر مورد را به انجام برسان تا نتیجه ی خوبی به دست آوری

اگر نظر من را بخواهی، فکر نمی کنم بدون این خصوصیت موفقیت ممکن باشد؛ احساساتی بودن چیز بدی نیست، خیلی هم خوب است چرا که ما انسان هستیم نه ربات که صبح بیرون برویم و غروب و یا شب به خانه برگردیم و هر روز روز از نو روزی از نو، نه، اینگونه فکر نکنم زندگی دلچسب باشد، احساسات به زندگی ما شور و حال می دهند مانند بارانی که بر گُلی باریده باشد، آن را باطراوت تر می کند، اصلا بگذار کمی موضوع را فلسفی اش کنیم: “باید گفت هر چیزی در دنیا دارای احساس است و در ما احساسی را بر می انگیزد و نباید نسبت به آنها بی تفاوت بود، مثلا به رنگ ها دقت کن، رنگ آبی آرامش بخش است، قرمز به وجود آورنده ی شور و هیجان است و… هر یک از ما نیز با شخصیت، ظاهر و نوع پوششمان احساسی را در دیگران بر می انگیزیم” اما در این بین باید احساساتمان را مدیریت کنیم و اجازه ندهیم برخی از آن به نفع خودشان سوءاستفاده کنند

در آخر تو را به این مقاله در مأموریت+ محدود نمی کنم، در مرورگر اینترنت پنجره ی جدیدی باز کن و بیشتر در مورد این موضوع تحقیق کن تا آموزه های بیشتر کسب نمایی و به درستی احساسات خود را کنترل کنی/ موفق باشی.

۱۳۹۹/۳/۱۶

منبع:

مأموریت+/ مقالات محمد کارگر مزرعه ملا

کمپین"دست های مهربان" سایت مأموریت+.

دیدگاهتان را بنویسید