Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!

در مسیر موفقیت تفاوت الگو داشتن با تقلید کردن از دیگران در چیست؟

ارسطو شی منم سقراط کنارِ هم اگه باشیم
۱۳۹۸-۰۶-۰۸
آسمانی ها
۱۳۹۸-۰۶-۲۲

در مسیر موفقیت تفاوت الگو داشتن با تقلید کردن از دیگران در چیست؟

در چند مقاله قبل در مورد الگو داشتن در زندگی مقاله ای را برای شما عزیزان نوشتم اما یک نکته ریز ولی مهم از آن مقاله جا ماند که باید در مسیر موفقیت از آن آگاهی داشت، این نکته ریز اما مهم بعد از مقاله موفقیت در نگاه تو چه معنایی دارد برایم روشن شد که آن را برایتان در این مقاله شرح می دهم

قبل از اینکه در زندگی الگویی را برای خودت تعیین کنی اول مسیرت را مشخص می کنی، معنای موفقیت را برای خودت تعریف می کنی، اهدافت را مشخص می کنی، بعد به دنبال فرد موفقی می گردی تا از او بیاموزی، اما در تقلید از دیگران بدون هیچ دلیل منطقی می خواهی مثل فردی باشی که به نوعی او را موفق می دانی، تفاوت بین الگو با تقلید و یا کپی برداری از دیگران در اینجاست.

تفاوت بسیار زیادی در میان این دو جمله وجود دارد:

۱- اگر او توانسته است پس من هم می توانم

۲- چون او این کارها را در زندگی خودش انجام داده است من هم می خواهم آن کارها را در زندگی خودم انجام دهم

گزینه اول بعد از تعیین مسیر موفقیت، تعریف معنای موفقیت، مشخص نمودن اهداف خود در زندگی اتفاق می افتد، یعنی دلیل قطعی، مسلم و منطقی پشت این نوع تصمیم گیری وجود دارد

گزینه دوم قبل از تعیین مسیر موفقیت، تعریف معنای موفقیت، مشخص نمودن اهداف خود در زندگی اتفاق می افتد، یعنی هیچ دلیل قطعی، مسلم و منطقی پشت این تصمیم گیری وجود ندارد و تصمیم کاملا احساسی گرفته شده است

بگذار برایت دو مثال جهان شمول بزنم

مثال ۱:

فردی برای شروع کاری به دنبال شغل مناسبی می گردد، در بازار بررسی می کند چه فردی در کدام شغل موفق است، او را پیدا می کند، پیش خودش می گوید: “او مشتریان زیادی دارد، حتما این شغل درآمد بالایی دارد، من هم می خواهم مثل او این شغل را داشته باشم”، آستین های همت را بالا می زند تا مثل فردی که او را برای تقلید انتخاب کرده است بتواند شغل پُردرآمدی برای خودش دست و پا کند. ماه ها می گذرد و در نهایت کسب و کار موفق آن فرد را در جایی دیگر کپی می کند، پشت میز می نشیند و منتظر آمدن مشتریان می ماند. ماه اول هنوز رویای داشتن کسب و کاری پُر رونق مثل آن فرد و آن کسب و کاری که از آن تقلید کرده است در او وجود دارد اما بجز چند مشتری آن هم با حجم خرید کم چیز دیگری نصیب او نمی شود. ماه دوم نیز شروع می شود، باز هم مشتریان زیادی به کسب و کار او مراجعه نمی کنند، شروع می کند به مطالعه، متوجه می شود کسب و کار باید خاک و آفتابش را بخورد تا کم کم روی غلتک بیفتد، چند تکنیک فروشندگی را نیز یاد می گیرد و آنها را به اجرا می گذارد، اما فروش او تفاوت چندانی با ماه های اولیه پیدا نمی کند و این روال ادامه دارد تا نهایت ماه های نهم و دهم شروع کسب و کار. متوجه می شود دخل این کسب و کار به خرجش هم نمی خورد، اجاره، هزینه برق و هزینه های چیزهای دیگر اما درآمد اصلا قابل قبول نیست. پیش خودش فکر می کند: “بازار او طلسم شده است، چطور آن فردی که از او تقلید کرده است مثل برق و باد می فروشد و مشتری دارد اما من نه!؟” و آرام آرام قانع می شود تا در بدهی غرق نشده است کسب و کار خود را جمع کند و عطایش را به لقایش ببخشد.

مثال اول تا به حال برای چند نفر از مردم کشورمان و جهان اتفاق افتاده است؟ قطعا بسیار بسیار زیاد، دلیلش چیست؟ تقلید از دیگران؛ بدون اینکه در مورد آن کار دانش عمیقی کسب نمود، تخصص پیدا کرد، بازار را به خوبی شناخت، راه های جذب و حفظ مشتری را دانست، برندسازی را جدی گرفت و و و هر کسب و کاری قطعا با شکست مواجه می شود.

مثال ۲:

دوستانی در مورد موضوع مهمی در پارک لاله دور هم جمع شده اند، آینده کاری آنها در گروی تصمیمی که می خواهند بگیرند است و آن تصمیم این است: “تعیین رشته تحصیلی”. هر کدام از این دوستان جهان بینی خودش را دارد و نظرش را برای دیگر دوستانش بیان می کند، یکی از آنها چند رشته تحصیلی را به عنوان پُردرآمدترین شغل های آینده انتخاب کرده است، جوان دیگری خانواده برای او تصمیمش را گرفته اند و گفته اند: “تو باید پزشک شوی و او هم متقاعد شده است”، فردی دیگر پسر عموی شوهر خاله اش که وکیل پُر درآمد و سرشناسی است را مثال می زند و می گوید: “می خواهم وکیل شوم چون به این دلایل که پسر عموی شوهر خاله ام وکیل موفق و پُردآمد و مشهوری است”. اما یک نفر مانند نجیب زادگان نشسته است و بنا بر علاقه و عشقی که دارد، پس از تعیین مسیر موفقیت، تعریف موفقیت برای خود، تعیین اهدافش در زندگی، خودش برای خودش تصمیم گرفته است و می خواهد مهندس معمار شود؛ نظرش را در جمع دوستان بیان می کند، سکوت همه جا را فرا می گیرد یک دفعه همه می زنند زیر خنده، هر کسی حرفی می زند: “فردی می گوید همین الان بیا برویم در خیابان ولیعصر، من بلند می گویم: “مهندس!”، فقط ببین چند نفر مهندس در جمع مردم وجود دارد که همه آمده اند در خیابان دنبال کار بگردند”، فرد دیگری می گوید: “بازار ساخت و ساز خوابیده است، ترانزیت ترانزیت مهندس وجود دارد که هیچکس نمی داند با آنها چه کار کند، آن هم مهندس معمار، هه “، اما او بر تصمیم خود مصمم است و دلایل منطقی خود را با خود مرور می کند و دلش قرص قرص است. خلاصه سال ها می گذرد، بعد از حدود ۱۵ سال دوباره دوستان همدیگر را به لطف شبکه های اجتماعی پیدا می کنند و دور هم جمع می شوند، شغل بیشتر آن دوستان اصلا مربوط به رشته ی تحصیلی که انتخاب کرده اند نمی شود، چند نفری در آن رشته هایی که انتخاب کرده اند مشغول فعالیت هستند، کارمند اداره ای دولتی یا شرکتی خصوصی شده اند، اما رضایت چندانی ندارند و منتظرند تا بازنشسته شوند، اما یک نفر در این جمع مثل یک ستاره می درخشد و او کسی نیست جز فردی که می خواست مهندس معمار شود، او از شغل خود راضی است، درآمد خوبی دارد، با چند شرکت معتبر و بزرگ کار می کند که کوچکترین پروژه آنها ایران مال است و خلاصه همه جوره از شغل خود رضایت دارد. او در این سال ها از هیچکس تقلید نکرده است، اما بعد از اینکه تصمیم گرفت رشته تحصیلی اش بر اساس علاقه و عشق خود مهندسی معماری باشد الگویی را برای خودش در این رشته تعیین کرد، کارهای او را دنبال کرد، چیزهای جدیدی طراحی کرد و توانست به نتایج عالی برسد.

در مثال دوم هم تقلید از دیگران نقش پُر رنگی دارد اما الگو داشتن صحیح سهم یک نفر شده است

اگر در زندگی از فردی تقلید و یا کپی برداری کنی هیچ اصالتی نداری، به موفقیت ماندگار و در حال رشدی نمیرسی، در بلندمدت از زندگیت رضایت نخواهی داشت و خوشبختی را احساس نمی کنی، اما اگر فردی را الگوی خود قرار دهی می تواند برای تو بسیار مفید باشد چون او را معیاری برای رسیدن به معنای موفقیتی که برای خودت تعیین کرده ای می دانی.

رهبر حکیم کشورمان جمله بسیار پُرمعنایی دارد: “سعی کنید از عوام نباشید”، عوام چه کسانی هستند؟ افرادی که بدون دلایل منطقی و رعایت ارزش ها تصمیم گیری می کنند، وقتی دلار می خواهد گران شود برای اینکه به سود برسند می روند و دلار می خرند اما نمی دانند با این کار چه ضربه ای به کشورشان وارد می کنند، وقتی محصولی گران می شود و یا می رود که گران بشود اگر دستی در بازار داشته باشند یا آن را احتکار می کنند و یا اگر دستی در بازار کسب و کار نداشته باشند از آن محصول تعداد زیادی را خریداری می کنند تا مبادا با قحطی مواجه شوند. از اینگونه مثال ها زیاد هستند، یعنی کسانی که همیشه از هول حلیم در دیگ می افتند و عامل اصلی این اتفاقات تقلید می باشد.

در ماه شریفی هستیم، امام حسین (ع) یک الگوی به تمام معنا می باشد، او و یارانش از عوام نبودند، آنها از هیچکس تقلید نکردند بلکه امام حسین (ع) را الگوی خود قرار دادند، مسیر نورانی را انتخاب کردند و در مسیر ارزش ها گام برداشتند تا نه تنها در زندگی خود مانند ستاره ای بدرخشند بلکه ستاره های راهنمایی برای بسیاری در آینده باشند.

یکی از راه هایی که می توان تشخیص داد در زندگی خود از فردی تقلید می کنیم و یا او را الگوی زندگی خود قرار داده ایم و اینکه آیا از عوام هستیم و یا از خواص این است که: “عوام در بیشتر مواقع تعدادشان زیاد است اما خواص همیشه تعدادشان کم است”.

بنابراین در مسیر موفقیت باید به این موضوع دقت کنیم که تفاوت زیادی در الگو داشتن و یا تقلید کردن از دیگران وجود دارد، نه تنها نباید از فردی تقلید کنیم بلکه قبل از اینکه الگویی را برای خود در زندگی و یا شغل آینده مان انتخاب کنیم اول متوجه این موضوعات باشیم: “تعیین مسیر موفقیت، تعریف معنای موفقیت، مشخص نمودن اهداف خود در زندگی”

امیدوارم توانسته باشم به درستی تفاوت بین الگو داشتن در زندگی و تقلید از دیگران در زندگی را برای شما عزیزان توضیح داده باشم.

در دنیا جای کافی برای همه هست، پس بجای اینکه جای کسی را بگیری سعی کن جای خودت را پیدا کنی/ چارلی چاپلین

– – – – – –

پی نوشت:

علاقه و عشق ما مأموریت ما در زندگی است

هرکس به قصد انجام وظیفه ی معینی خلق شده است و هیچکس جز او، توان انجام این مأموریت را ندارد. درک این حقیقت، بسیار مهم است. شما زاده شدید تا به دلیلی خاص از سایرین متمایز شوید، تا کاری کنید که برای همیشه در اذهان باقی بمانید، تا منشا اثری باشید که هرگز فراموش نمی شود. شما برای انجام کاری خلق شده اید که هیچکس جز شما نمی تواند آن را انجام دهد. تک تک افراد بشر برای تحقق کاری خلق شده اند که هیچکس جز خود او نمی تواند به انجام برساند/ مایلس مونرو

۱۳۹۸/۶/۱۵

منبع:

مأموریت+/ مقالات محمد کارگر مزرعه ملا

 

کمپین"دست های مهربان" سایت مأموریت+.

پاسخی بگذارید